یعنی چه
این واژه در اصل یک ترکیب عربی (ذِرَاعَیْهِ) به معنی «دو ساعد او» یا «دو دست او» است که به دلیل کاربرد خاصش در قرآن کریم به همین صورت وارد فرهنگهای لغت شده است. ذراع به فاصله آرنج تا نوک انگشتان دست گفته میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه به صورت مکسور در ابتدا و فتح در عین و سکون یاء است که به صورت «ذِرَاعَیْهْ» خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً با ارجاع به آیه غار و سگ اصحاب کهف به عنوان پاسخ ۶ حرفی مطرح میشود.
به انگلیسی
بسته به اینکه مرجع ضمیر انسان باشد یا حیوان، از واژگان مربوط به بازوها یا دستهای جلویی چهارپایان استفاده میشود.
به فارسی
معادل مستقیم فارسی این واژه ترکیبی، «دو دست او» یا «دو ساعد او» است که به اعضای جفت بدن اشاره دارد.
در قرآن
این کلمه دقیقاً یکبار در قرآن کریم در سوره کهف آیه ۱۸ آمده است: «وَکَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ» یعنی: و سگشان دو دست خود را بر آستانه غار گشوده بود.
نماد چیست
عبارت «باسطٌ ذراعیه بالوصید» در ادبیات و فرهنگ اسلامی به نمادی برای پاسداری، وفاداری بیشمون، گوشبهزنگ بودن و هوشیاری در عین سکون تبدیل شده است.
جمعبندی و توضیح کامل ذراعیه
واژه «ذراعیه» در واقع یک کلمه مستقل در زبان فارسی یا عربی نیست، بلکه یک ترکیب دستوری عربی (تثنیه مضاف به ضمیر) است که به برکت آیه ۱۸ سوره مبارکه کهف شهرت یافته و به همین شکل وارد متون و لغتنامهها شده است. این عبارت به معنای «دو دست او» یا «دو بازوی او» است.
در قرآن کریم، این کلمه برای توصیف حالت سگ اصحاب کهف به کار رفته که دستهای خود را بر آستانه غار پهن کرده بود. به همین دلیل، در فرهنگ عامه و متون ادبی، این ساختار تصویری ملموس از پاسبانی، وفاداری، صبر و هوشیاری مداوم را به ذهن متبادر میکند.
اگر در جدول کلمات متقاطع یا مسابقات فرهنگی با این واژه ۶ حرفی روبهرو شدید، ریشه آن به همان معنای ساعد، گز یا واحد اندازهگیری طول (ذراع) برمیگردد که در این صیغه خاص، به دو دستِ موجودی مشخص (در اینجا سگ اصحاب کهف) دلالت دارد.