یعنی چه
این واژه صفت مفعولی یا موصوفی است و به هر حیوان، پارچه یا جسمی که دارای پوششی از جنس پشم، کرک یا موهای ضخیم و متراکم باشد، دلالت دارد. در زیستشناسی نیز به موجودات پشمباف یا پشمدهنده اشاره میکند.
تلفظ
این کلمه ترکیبی از واژه «پَشْم» (با سکون شین و میم) و پسوند دارندگی «دار» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان نشانه یا صفت برای حیواناتی مانند گوسفند یا برخی بافتهها استفاده میشود و پاسخ اصلی آن ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به کاربرد عامیانه یا علمی از واژههای متنوعی برای این صفت استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به این ویژگی، از واژه «صوف» (برای گوسفند) و «وَبَر» (برای شتر) استفاده میکنند.
به فارسی
معادلها و واژههای هممعنی فارسی آن شامل کلماتی چون پشمالو، پرپشم، مویدار و در برخی متون قدیمی پشمینه است.
نماد چیست
حیوانات پشمدار در فرهنگ عامه و اساطیر نماد خیر، برکت و ثروت دامی هستند. در ادبیات عرفانی و صوفیانه نیز جامهٔ پشمین (خرقه) نمادی از دنیاگریزی، زهد، درویشی و سادگی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل پشم دار
واژه «پشمدار» یک صفت ترکیبی اصیل فارسی است که ریشه در زبانهای ایرانی باستان و پهلوی دارد. این واژه به هر موجود یا شیئی که پوشش ضخیمی از پشم یا کرک داشته باشد اطلاق میشود و از نظر معنایی با مفاهیمی چون پشمالو و پرزدار همپوشانی دارد. در فرهنگهای لغت معتبر مانند دهخدا و معین، این صفت عمدتاً برای چهارپایان اهلی و بافتههای سنتی به کار رفته است.
اگرچه خود این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده، اما ریشهها و مصادیق آن مانند «اصواف» (پشمها) و «عهن» (پشم حلاجیشده) در آیات مختلف به عنوان نعمتهای الهی و نشانههای خلقت ذکر شدهاند. این کلمه در ادبیات فارسی علاوه بر کاربرد واقعی، حامل بارهای نمادینی چون برکت، زندگی ساده زیستانه و زهد عرفانی است.