یعنی چه
جایز اذنی در اصطلاح فقه اسلامی و حقوق مدنی، وصف عقودی (مانند وکالت، عاریه، ودیعه و شرکت) است که اولاً «جایز» هستند؛ یعنی هر یک از طرفین هر زمان که بخواهد میتواند آن را یکطرفه فسخ کند. ثانیاً «اذنی» هستند؛ به این معنا که اثر اصلی آنها صرفاً اعطای اذن و اباحه تصرف است و تعهد یا انتقال مالکیتی ایجاد نمیکنند. این عقود به دلیل وابستگی به اذن مستمر، با فوت، جنون یا سفه یکی از طرفین فوراً منفسخ میشوند.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه عربی ساخته شده و تلفظ صحیح آن به صورت [جایِزِ اِذْنی] (jāyez-e ezni) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً «جایز اذنی» با ۸ حرف است. طراحان جدول معمولاً آن را با راهنمای «عقد قابل فسخ مبتنی بر اجازه» یا «نوعی عقد در حقوق مدنی» سؤال میکنند.
به انگلیسی
در متون حقوقی انگلیسی برای توصیف این نوع عقود از واژگانی استفاده میشود که نشاندهنده قابلیت برهمزدن یکطرفه (Revocable) و ماهیت اذنمحور یا مبتنی بر رضایت (Permissive / Consensual) آن باشد.
به عربی
ریشه این اصطلاح کاملاً فقهی و عربی است و در حقوق اسلام به همین صورت «العقد الجائز الإذني» شناخته میشود.
به فارسی
در برگردان روان فارسی میتوان آن را «پیمانِ اذنمحورِ ناپایدار» یا «مجازِ مشروط به خواستِ صاحبحق» نامید که نشاندهنده وابستگی کامل قرارداد به اراده و اجازه مستمر طرفین است.
در قرآن
ترکیب «جایز اذنی» به عنوان یک اصطلاح حقوقی در قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه «اذن» بارها در قالب عباراتی چون «بِإِذْنِ اللَّهِ» (به اجازه و اراده خدا) مطرح شده که نشاندهنده وابستگی امور به اراده و اذن دیگری است. ریشه «جواز» نیز در قرآن بیشتر در قالب افعالی مانند «جَاوَزَا» (عبور کردند) آمده و کاربرد فقهی فعلی را ندارد.
نماد چیست
در بستر مفاهیم حقوقی، این اصطلاح نمادی از عقود سست و ناپایدار است. در تصویرسازیهای مفهومی، «حباب» یا «بنای شنی» به نشانه قابلیت برهمخوردن سریع عقد با یک حادثه (مثل فوت)، و «دستِ باز» یا «امضا» به نشانه اعطای اختیاریِ اذن، به عنوان نمادهای مابه ازای آن شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل جایز اذنی
اصطلاح «جایز اذنی» یک ترکیب توصیفی و تخصصی در فقه اسلامی و حقوق مدنی ایران است که برای دستهبندی خاصی از قراردادها (عقود) به کار میرود. ماهیت این عقود به گونهای است که هیچگونه تعهدِ الزامی یا انتقال مالکیتی میان طرفین ایجاد نمیکنند، بلکه صرفاً «اذن» و اجازه تصرف یا بهرهبرداری را به طرف مقابل میدهند؛ مانند عقد وکالت که در آن وکیل فقط اذن در تصرف دارد.
ویژگی کلیدی عقود جایز اذنی، ناپایداری شدید آنهاست. از آنجا که این قراردادها بر پایه «اذن مستمر» استوار هستند، هر یک از طرفین میتواند هر زمان که اراده کند آن را یکطرفه فسخ کند. همچنین به محض وقوع اتفاقاتی چون فوت، جنون یا سفه یکی از طرفین، این اذن خودبهخود از بین رفته و عقد فوراً منفسخ (منحل) میشود.
این اصطلاح در مقابل «عقود لازم» (مانند خرید و فروش که به راحتی قابل فسخ نیست) و «عقود جایز غیر اذنی» (مانند هبه که ماهیت تملیکی دارد) قرار میگیرد و به عنوان یک ابزار حقوقی برای روابطی که نیاز به اعتماد متقابل و آزادی عمل کامل دارند، استفاده میشود.