یعنی چه
عموم اطلاقی اصطلاحی در علم اصول فقه و حقوق است و به حالتی گفته میشود که یک حکم، شامل تمام مصادیق خود میشود؛ اما این فراگیری به دلیل وجود کلمات صریحی مانند «همه» یا «کل» نیست، بلکه به این خاطر است که گوینده سخن خود را بدون هیچ قید و شرطی رها کرده و طبق مقدمات حکمت، عقل حکم میکند که منظور او تمام حالتها و افراد است.
تلفظ
این عبارت ترکیبی به صورت «عُمُومِ اِطْلَاقِی» (عُـمـومِ اِطْـلاقی) خوانده و تلفظ میشود.
در جدول
این عبارت تخصصی فقهی و اصولی در بازیهای جدول کلمات متقاطع به عنوان یک پاسخ ده حرفی مطرح میشود.
به عربی
در متون و منابع فقهی اصلی عربی، برای اشاره به این مفهوم معمولاً از تعابیر «العموم الإطلاقي» یا «الإطلاق الشمولي» استفاده میشود.
در قرآن
خود عبارت «عموم اطلاقی» در متن قرآن نیامده است، اما این قاعده اساس استنباط بسیاری از احکام قرآنی است؛ به عنوان مثال در آیه «أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ»، چون کلمه بیع بدون هیچ قید و شرطی آمده، فقها با تمسک به عموم اطلاقی حکم میکنند که هر نوع خرید و فروشی (مگر مواردی که با دلیل دیگر منع شده باشد) حلال است.
جمعبندی و توضیح کامل عموم اطلاقی
اصطلاح «عموم اطلاقی» یکی از مفاهیم دقیق و کاربردی در علم اصول فقه و حقوق اسلامی است. این واژه در واقع از ترکیب دو مفهوم «عموم» (شمول لفظی) و «اطلاق» (شمول ناشی از عدم قید) پدید آمده و بیشتر در درسگفتارها و شروح اصولی برای تبیین حالتی به کار میرود که دایره حکم به واسطه سکوت گوینده و نیاوردن قید، گسترش مییابد.
ریشه لغوی این اصطلاح از دو بخش عربی تشکیل شده است؛ «عموم» از ریشه (ع م م) به معنای همهگیری و شامل شدن، و «اطلاق» از ریشه (ط ل ق) به معنای رها کردن و بدون قید بودن است. از این رو، عموم اطلاقی به معنای فراگیریِ حاصل از رها بودن و مطلق بودن کلام است.
در کاربردهای حقوقی و قانونی، هرگاه قانونگذار حکمی را بدون ذکر شرط یا قید خاصی بیان کند، با استناد به مقدمات حکمت، آن حکم را به تمامی مصادیق و افراد تعمیم میدهند. این ابزار اصولی به حقوقدانان و فقها کمک میکند تا قوانین را در مواجهه با مصادیق جدید و نوظهور جامعه بهدرستی تفسیر و اجرا کنند.