یعنی چه
واژهای ادبی و مرکب به معنای پس زدن، دور کردن یا به عقب انداختن چیزی است. این اصطلاح هم در مفهوم مکانی (مانند عقب راندن دشمن یا پشت سر گذاشتن راه) و هم در مفهوم زمانی (مانند معطل کردن و امروز و فردا کردن در کارها) کاربرد دارد.
تلفظ
این ترکیب فعلی به صورت [واپَس فِکَندَن] یا [واپَس اَفکَندَن] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت ۹ حرفی معمولاً در پاسخ به راهنماهای «به تأخیر انداختن»، «عقب راندن» یا «پسافکندن» ظاهر میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد زمان یا مکانی آن، از معادلهای متنوعی استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای دقیق فارسی آن شامل پس راندن، عقب راندن، بازپس زدن، دور افکندن و در مفاهیم زمانی شامل معطل کردن، امروز و فردا کردن و پسافکندن است. متضادهای آن نیز پیش راندن، تعجیل کردن و پذیرفتن هستند.
نماد چیست
این عبارت یک فعل انتزاعی است و نماد مادی خاصی ندارد، اما در ادبیات فارسی به عنوان نمادی استعاری برای غلبه بر اندوه، دفع وسوسه، یا پشت سر گذاشتن موانع سخت زندگی به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل واپس فکندن
واژهٔ «واپس فکندن» یک مصدر مرکب و اصیل در زبان فارسی است که از دو بخش «واپس» (به معنی عقب یا بازگشت) و «فکندن/افکندن» (به معنی انداختن و پرتاب کردن) تشکیل شده است. این کلمه در متون کهن و نظم و نثر پارسی دو کارکرد معنایی عمده دارد؛ نخست در معنای مادی و مکانی که به مفهوم عقب راندن دشمن، دفع خطر و یا پشت سر گذاشتن یک مسیر است، و دوم در معنای انتزاعی و زمانی که به مفهوم به تأخیر انداختن امور، معطل کردن و امروز و فردا کردن (تسویف) به کار میرود.
در ساختار لغوی، این اصطلاح پیوند عمیقی با ریشههای پهلوی دارد و اگرچه در متن قرآن کریم به صورت عین کلمه یافت نمیشود، اما از نظر محتوایی کاملاً همپوشان با مفاهیمی همچون «تأخیر» و «دفع» در آیات الهی است. شناخت دقیق این واژه به درک استعارههای ادبی در شعر کلاسیک و همچنین حل چالشهای واژگانی در جدول کلمات کمک شایانی میکند.