یعنی چه
این اصطلاح یک تعبیر کهن و کنایی در زبان فارسی است که دو معنای عمده دارد؛ در متون کلاسیک و نجومی به معنای غروب کردن خورشید (تشبیه خورشید مدور و طلایی به سپر هنگام فرو رفتن در آب افق) است و در مفهوم نظامی و عامیانه، کنایه از زبون شدن، تسلیم شدن، دست از جنگ کشیدن و فرار کردن از پیش دشمن دارد.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «سپر بر آب انداختن» با ۱۴ حرف است. همچنین کلمات «تسلیم شدن» یا «غروب» نیز ممکن است مدنظر باشند.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در معنای نظامی و تسلیم از اصطلاحات معادل پذیرش شکست استفاده میشود و برای توصیف آفتاب، فعل غروب کردن به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم تسلیم از تعابیر استسلام یا زمین گذاشتن سلاح و برای مفهوم ادبی آن از غروب آفتاب استفاده میشود.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات کلاسیک فارسی نمادی از پایان یافتن قدرت، پذیرش شکست و فروپاشی روزگار شکوه است. همچنین در تصویرسازیهای شاعرانه، نماد لحظه غروب و ناپدید شدن روشنایی در تاریکی شب به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل سپر بر آب انداختن
عبارت «سپر بر آب انداختن» از جمله اصطلاحات و کنایات کهن و اصیل زبان فارسی است که ریشه در تصویرسازیهای جنگی و نجومی قدمای شعر و ادب دارد. واژه «سپر» خود ریشه در زبان فارسی میانه (spar) و اوستایی دارد که به معنای محافظ و ابزار دفاعی است. ترکیب آن با انداختن در آب، تصویری از یک سرباز مغلوب را تداعی میکند که برای فرار سریعتر یا اعلام تسلیم، سلاح سنگین خود را رها میکند؛ قرینه دیگر آن در نجوم قدیم، تشبیه قرص زرد خورشید به سپری زرین است که هنگام غروب در دریای افق غرق میشود.
این اصطلاح در اشعار شاعران سبک خراسانی و عراقی نظیر ظهیر فاریابی به چشم میخورد که برای توصیف هنرمندانه لحظه پایان روز از آن بهره بردهاند. با این حال، در فارسی معاصر و گفتگوهای روزمره مدرن، این ترکیب جایگاه فعالی ندارد و به یک واژه منسوخ یا صرفاً مکتوب در متون ادبی تبدیل شده است.
باید توجه داشت که این اصطلاح قرابت معنایی نزدیکی با «سپر انداختن» یا «سپر افکندن» دارد، اما افزوده شدن واژه «آب» به آن، بعد زیباشناختی و استعاری مضاعفی (به ویژه در اشاره به خورشید) ایجاد کرده است که آن را از یک تعبیر جنگیِ ساده فراتر میبرد.