یعنی چه
آموزه به معنای آنچه به کسی یاد داده میشود، یا قاعده، اصول و نظریهای است که پایه و اساس یک مکتب فکری، فلسفی، مذهبی یا علمی را تشکیل میدهد. این واژه واژهای معمولی و کلاسیک در زبان فارسی مدرن است که برای اشاره به دکترینها و تعالیم مختلف به کار میرود.
مترادف
واژههایی مانند درس، تعلیم، دکترین، نظریه و قاعده بیشترین شباهت معنایی را با آموزه دارند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «آموزِه» (āmūzeh) با فتحه روی حرف زاء و های بیان حرکت در پایان است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «درس و تعلیم» یا «دکترین»، واژه ۵ حرفی «آموزه» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی فوق برای انتقال مفهوم آموزه مناسب هستند.
جمعبندی و توضیح کامل آموزه
واژه «آموزه» از منظر ساختاری از بن ماضی فعل «آموختن» (آموز) به همراه پسوند اسمساز «ـه» ترکیب شده است. این ساختار در زبان پهلوی (پارسی میانه) به صورت «آموج» به معنی تعلیم و درس سابقه داشته و امروزه به معنای «آنچه آموخته شده» یا «امر آموختنی» به کار میرود.
در کلام معاصر، این واژه بیشتر بار معنایی تخصصی و انتزاعی به خود گرفته است؛ به طوری که وقتی از آموزههای یک دین یا مکتب فلسفی صحبت میشود، منظور مجموعه اصول، عقاید و چارچوبهای فکری حاکم بر آن نظام است که به پیروان آموزش داده میشود.
به عنوان نمونه، جمله «آموزههای اخلاقی شاهنامه راهنمای نیکی هستند» کاربرد دقیق این کلمه را در زبان فارسی نشان میدهد. این واژه به طور مستقیم در متن قرآن نیامده است، اما مفاهیمی نظیر حکمت و تعالیم با آن همپوشانی دارند.