یعنی چه
مردارخواری در اصطلاح زیستشناسی به رفتار جانورانی (مانند کرکس، لاشخور و کفتار) گفته میشود که به جای شکار کردن، از گوشت و لاشهٔ حیواناتی که به مرگ طبیعی یا توسط شکارچیان دیگر مردهاند، تغذیه میکنند. در ادبیات و عرفان، این واژه به صورت مجازی برای توصیف انسانهای سودجو، تنپرور، حرامخوار یا کسانی که از رنج و مصیبت دیگران نفع مالی و مادی میبرند، به کار میرود.
تلفظ
این واژه از دو بخش «مُردار» (به سکون ر) و «خواری» (با واو معدوله که خوانده نمیشود) تشکیل شده است و در مجموع به صورت [مُردارْخواری] تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر مردارخواری، لاشخواری، جیفهخواری و مردهخواری به عنوان پاسخ مد نظر قرار میگیرند. کلمه اصلی «مردارخواری» دقیقاً ۱۰ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای عمل مردارخواری عمدتاً از واژه Scavenging استفاده میشود و به خود جانور مردارخوار Scavenger میگویند.
به عربی
در متون عربی برای اشاره به این پدیده از عبارات ترکیبی استفاده میشود که مستقیماً به معنای خوردن لاشه و حیوان مرده است.
به فارسی
واژهٔ مردارخواری یک ترکیب اصیل فارسی است. جزء اول آن «مردار» از ریشه فارسی میانه و پهلوی (مرتبط با فعل مردن) به معنی لاشه حیوان مرده، و جزء دوم آن «خواری» پسوند فاعلی و مصدری از فعل «خوردن» است. از مترادفهای کاملاً فارسی آن میتوان به لاشهخواری و مردهخواری اشاره کرد.
در قرآن
عین واژهٔ «مردارخواری» در قرآن نیامده است، اما مفهوم آن در دو جنبه مطرح شده است: نخست، حرمت شرعی و فقهی خوردن گوشت حیوان مرده (المیتة) که در آیاتی مانند آیه ۱۷۳ سوره بقره صراحتاً نهی شده است؛ دوم، تشبیه اخلاقی و استعاری غیبت کردن در آیه ۱۲ سوره حجرات که غیبت پشت سر برادر دینی را به «خوردن گوشت برادر مرده» (أَیُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ یَأْكُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا) تشبیه کرده و نوعی مردارخواری معنوی قلمداد نموده است.
نماد چیست
در علم محیطزیست، مردارخواری نماد و عامل اصلی چرخه پاکسازی طبیعت از آلودگیها و بیماریها است. اما در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، رفتاری کاملاً مذموم بوده و نماد دنائت طبع، سقوط اخلاقی و بیهمتی است؛ چنانکه شاعران بزرگ مانند نظامی گنجوی، کرکسِ مردارخوار را در برابر بازِ شکاری بلندهمت قرار داده و انسان را از مردارخواری اخلاقی برحذر داشتهاند.
جمعبندی و توضیح کامل مردارخواری
مردارخواری واژهای مرکب و اصیل در زبان فارسی است که در مرتبهٔ نخست تعریفی زیستشناختی دارد و به تغذیه برخی جانوران از لاشهٔ حیوانات مرده اشاره میکند. این پدیده هرچند در چرخهٔ طبیعت نقشی حیاتی برای پاکسازی محیط زیست ایفا میکند، اما در شریعت اسلام تحت عنوان «اکل میته» به شدت منع شده و خوردن گوشت مردار حرام اعلام گردیده است.
در قلمرو فرهنگ، اخلاق و ادبیات فارسی، این واژه از معنای ظاهری خود فراتر رفته و کارکردی استعاری یافته است. شعرا و نویسندگان پارسیزبان همواره مردارخواری را کنایه از کسب روزی حرام، طمعورزی، بهرهکشی از رنج دیگران و سقوط به رذائل اخلاقی دانستهاند و با به تصویر کشیدن پرندگانی چون کرکس و کلاغ، انسانها را به بلندهمتی و دوری از رفتارهای پست دعوت کردهاند.