یعنی چه
کپل (یا کفل) به بخش عقب، خلفی و پرگوشت بدن چهارپایان و انسان گفته میشود که در بالای ران قرار دارد. این واژه در زبان عامیانه و محاورهای به معنای اندام چاق، تپل و گوشتآلود نیز به کار میرود.
تلفظ
این واژه در زبان معیار و برای اشاره به اندام جانور به صورت کَپَل (کَ فَ لْ) تلفظ میشود، اما در گویش عامیانه برای اشاره به افراد چاق و تپل به صورت کُپُل نیز تلفظ میگردد.
در جدول
در معماها و جداول متقاطع، عبارت «کپل جانور» دقیقاً به عنوان یک کلید ۸ حرفی مطرح میشود که پاسخ آن خود این عبارت یا کلمات هممعنی نظیر کفل و سرین است.
به انگلیسی
برای توصیف این بخش از آناتومی جانوران در زبان انگلیسی عمدتاً از واژههای Rump و Hindquarter استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و واژگان هممعنای آن شامل کفل، سرین، نشیمنگاه و لمبر است که در متون زیستشناسی و کهن به کار رفتهاند.
جمعبندی و توضیح کامل کپل جانور
واژه «کپل» یک اصطلاح آناتومیک در زبان فارسی است که برای توصیف بخش خلفی، ماهیچهای و گوشتی بالای ران در انسان و بهویژه چهارپایان استفاده میشود. در بررسی لغتنامههای معتبری چون دهخدا و معین، ترکیب «کپل جانور» به عنوان یک موجود مستقل وجود ندارد، بلکه واژه جانور در توضیحات لغتنامهای برای تبیین محل این اندام زیستی ذکر شده است. این کلمه واژهای هندواروپایی بوده و احتمالاً دگرگونشده یا صورت عامیانهتر واژه «کفل» است.
در فرهنگ عامه و زبان محاورهای، این اصطلاح با تغییر تلفظ به صورت «کُپُل» بار معنایی طنز یا توصیفی پیدا کرده و به افراد چاق، گوشتآلود و تپل یا ترکیبهایی نظیر «کپلمپل» اطلاق میشود. همچنین در حوزه جانورشناسی و دامپروری، پهن و قوی بودن کپل در حیواناتی مانند اسب، به عنوان یک ویژگی مثبت زیستی و نمادی از قدرت بارکشی، سرعت و سلامت جانور ارزیابی میگردد.
باید توجه داشت که این واژه اصالتاً فارسی است و نباید با واژه عربی «کِفْل» که در قرآن به معنی سهم، نصیب یا بار گناه آمده اشتباه شود؛ چرا که کاربرد قرآنی آن هیچ ارتباطی با اندام بدن ندارد. علاوه بر این، در زبان فارسی اصطلاح «کپلک» نیز وجود دارد که به نوعی کرم پهن انگلی اشاره دارد و از نظر معنایی کاملاً با کپل جانور متفاوت است.