یعنی چه
این واژه در اصل به معنی خارج شدن یک شیء یا پوست بدن از حالت تکرنگی و ظاهر شدن لکههای سفید و تیره در آن است. در اصطلاح عامیانه و کنایی نیز گاهی به معنی به بنبست رسیدن، درمانده شدن یا برشکسته و فقیر شدن (به پیسی خوردن) به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت فعل مرکب، با فتح پاء و سکون یاء (پِیس) به همراه فعل شدن است.
به انگلیسی
برای کاربرد پزشکی از اصطلاح ویتیلیگو و برای کاربرد عمومی از واژههای مربوط به تغییر رنگ و ابلق شدن استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی ریشه برص دقیقاً به همین معنای پزشکی اشاره دارد که در قرآن کریم نیز به صورت صفت «الأبرص» آمده است.
به فارسی
واژههای سره و اصیل فارسی که میتوانند به جای این عبارت بنشینند شامل ابلق شدن، دورنگ گشتن، پیسه شدن و لکهدار شدن پوست یا جامه هستند.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، پیس بودن یا پیسه شدن (مانند کلاغ پیسه) نماد دورنگی، نفاق و عدم صداقت است. همچنین در طب قدیم گاهی لکههای پیسی را نماد غلبه سردی یا شومی و ناهماهنگی در زیبایی میدانستند.
جمعبندی و توضیح کامل پیس شدن
عبارت «پیس شدن» یک فعل مرکب در زبان فارسی است که ریشه در واژگان باستانی ایران مانند «پَئِس» در اوستایی دارد که در گذشته به معنای رنگ کردن و زینت دادن بوده، اما در سیر تحول زبان به معنی دو رنگ شدن، ابلق گشتن و از دست رفتن یکدستی رنگ پوست تعبیر شده است. این واژه در معنای پزشکی مستقیماً به بیماری برص یا ویتیلیگو اشاره دارد که در آن لکههای سفید روی بدن ظاهر میشود.
علاوه بر کاربرد ظاهری و پزشکی، این واژه وارد ادبیات کنایی و عامیانه فارسی نیز شده است؛ به طوری که ترکیبهایی مثل «به پیسی افتادن» نشاندهنده قرار گرفتن در وضعیت سخت مالی، فقر، درماندگی و به بنبست رسیدن در زندگی است. در اشعار معتبر و متون کهن نیز از تعبیر پیسه و پیس شدن برای نشان دادن نفاق، دورویی و دگرگونیهای ناخوشایند استفاده کردهاند.