یعنی چه
واژه توشیع در زبان و ادبیات عرب و فارسی به چند معنی به کار رفته است: نخست، آراستن و نقش انداختن روی لباس؛ دوم، حلاجی و درهم پیچیدن رشتههای پنبه؛ سوم، نمایان شدن موی سپید در سر؛ و در نهایت در آرایههای ادبی و فن بیان، به نوعی اطناب (زیادهگوییِ پسندیده) گفته میشود که در آن گوینده ابتدا کلامی مبهم (مانند یک اسم مثنی) میآورد و سپس به تشریح و تفسیر اجزای آن میپردازد.
تلفظ
این کلمه به فتح تاء و سکون واو (تَوشیع) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل دقیقاً ۵ حرف دارد. توجه داشته باشید که به دلیل شباهت ظاهری، در بسیاری از جدولها ممکن است منظور طراح همان واژهٔ رایجترِ «توشیح» (به معنی امضا و تأیید) باشد.
به انگلیسی
بسته به بستر معنایی، واژه توشیع در معنای هنری به کلماتی چون الگوسازی و نگارگری جامه ترجمه میشود.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و از ماده (و - ش - ع) مشتق شده است.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق آن شامل جامه آراستن، نقشاندازی، پنبهزنی و در اصطلاح ادبی «تفسیر بعد از ابهام» است.
نماد چیست
در اصطلاح فرهنگی و ادبی، این واژه نماد روشنگری در کلام و باز کردن گرههای ابهام در سخن است.
جمعبندی و توضیح کامل توشیع
واژه «توشیع» (با حرف ع) یک لغت مأخوذ از عربی است که در لغتنامههای کهن به معانی ظریفی چون نقشونگار زدن بر جامه، درهم تنیده شدن رشتههای پنبه و سپید شدن موی سر آمده است. همچنین در آرایههای ادبی و فن بلاغت، به صنعت خاصی اشاره دارد که گوینده با آوردن اسمی مبهم و سپس تفسیر دقیق آن، به کلام خود زیبایی و وضوح میبخشد.
نکته بسیار مهم در مواجهه با این واژه، تمایز آن با کلمه بسیار رایجترِ «توشیح» (با حرف ح) است. بسیاری از کاربران و طراحان جدول این دو را به اشتباه به جای یکدیگر به کار میبرند. توشیح به معنای امضا کردن، ممهور ساختن سند و آراستن شعر با حروف آغازین ابیات است، در حالی که توشیع معنای کاملاً متفاوتی در ریشه و اصطلاح بلاغی دارد.