یعنی چه
عار داشتن به معنای شرم داشتن، ننگ دانستن، احساس خفت یا حقارت نسبت به یک عمل، و کاری را مایهٔ سرافکندگی و رسوایی شمردن است؛ به طوری که فرد آن کار را در شأن خود نداند و از انجامش خجالت بکشد.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [عارْ داشتَن] (ʿār dāštan) است که در آن واژهٔ «عار» با تشدید یا مد خاصی تلفظ نمیشود و حرکتی شبیه به الف کشیده دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ عبارت «عار داشتن» دقیقاً ۸ حرف دارد. از معادلهای دیگر آن میتوان به «ننگ داشتن» یا «شرم داشتن» اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم عار داشتن و شرمساری از یک موضوع، بیشتر از اصطلاحات مربوط به شرم و رسوایی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعالی مانند «أنف» یا مشتقات حیا و خزی برای بیان مفهوم عار داشتن از یک رفتار یا پدیده به کار میروند.
به فارسی
معادلهای اصیل و عبارات هممعنی فارسی آن شامل «ننگ داشتن»، «شرم داشتن»، «خجالت کشیدن»، «عیب دانستن» و «سبک شمردن» است. در مقابل، متضادهای آن کلماتی چون «افتخار کردن»، «بالیدن»، «مباهات کردن» و «فخر کردن» هستند.
در قرآن
خود واژهٔ «عار» به صورت مستقیم در متن قرآن مجید به کار نرفته است؛ اما مفاهیم مرتبط با آن در آیات دیده میشود. به عنوان مثال در آیه ۵۹ سوره نحل، حال مردمان جاهلیت هنگام شنیدن خبر دختردار شدن توصیف شده که از ننگ و عار آن پنهان میشدند (یَتَوارىٰ مِنَ القَومِ مِن سوءِ ما بُشِّرَ بِهِ). همچنین واژه «عورة» در قرآن از همین ریشه لغوی و به معنای امر ناپوشیده و مایه شرمساری است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، نماد فیزیکی یا جانوری رسمی برای عار داشتن وجود ندارد؛ اما در ادبیات کنایی، «رنگِ سرخِ چهره» یا «سرِ به زیر افکنده» نمادهای ظاهری شرم و عار داشتن هستند. در مقابل، اصطلاح «بیعار» در ضربالمثلها نماد فرد بیخیال، بیرگ و فاقد حس مسئولیت یا غرور اخلاقی است.
جمعبندی و توضیح کامل عار داشتن
عبارت «عار داشتن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که جزو اول آن یعنی «عار» ریشه در زبان عربی (عور یا عیر) دارد و به معنای عیب، رسوایی و ننگ است، و جزو دوم آن فعل فارسی «داشتن» است. این ترکیب اصطلاحاً زمانی به کار میرود که فرد کاری را مایهٔ سرافکندگی، خفت یا حقارت بداند و به دلیل حفظ آبرو یا شأن خود، از انجام یا پذیرش آن امتناع و استنکاف ورزد.
در ادبیات کلاسیک و اشعار فارسی، این واژه معمولاً در کنار مفاهیمی چون «ننگ و نام» قرار میگیرد و نشاندهندهٔ مرزبندیهای اخلاقی و اجتماعی افراد است. بررسی متون نشان میدهد که این مفهوم پیوند عمیقی با ساختار آبرومحور در فرهنگ سنتی دارد و بروز عینی آن در رفتارهایی چون سر به زیر افکندن یا سرخ شدن چهره تجلی مییابد.