یعنی چه
واژه «فطرده» در واقع یک کلمه مستقل فارسی یا عربی نیست، بلکه یک عبارت ترکیبی عربی به صورت «فَـ + طَرَدَ + هُ» است که معنای «پس او را طرد کرد»، «پس او را راند» یا «پس او را اخراج کرد» میدهد. این ترکیب به دلیل سرهم نوشته شدن، گاهی به اشتباه یک واژه واحد تصور میشود.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت ترکیبی به صورت «فَطَرَدَهُ» (fa-tarada-hu) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ خودِ کلمه ۵ حرفی «فطرده» است که به عنوان معادل عبارت «پس او را راند» یا «پس او را طرد کرد» شناخته میشود.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این عبارت بر اساس مفهوم راندن و طرد کردن به کار میروند.
به عربی
خود این کلمه یک ساختار کاملاً عربی دارد و از ریشه «ط ر د» مشتق شده است.
به فارسی
برگردان دقیق این عبارت به فارسی «پس او را دور کرد»، «پس او را راند» یا «در نتیجه او را اخراج کرد» میشود.
نماد چیست
این عبارت یک ترکیب فعلی و ضمیری در زبان عربی است و واژه مستقل یا اصطلاح خاصی نیست که دارای نماد، نشانه یا مفهوم نمادین متمایزی باشد.
جمعبندی و توضیح کامل فطرده
عبارت «فطرده» در فرهنگهای لغت اصیل فارسی مانند دهخدا، معین یا عمید به عنوان یک واژه مستقل ثبت نشده است. دلیل جستجوی آن توسط کاربران، وجود این ترکیب در متون آموزشی و کتابهای عربی مقاطع تحصیلی (مانند سال نهم) است. در متن کتاب، این عبارت در جملهای مانند «...فَحَدَثَ حَریقٌ فَطَرَدَهُ رَئیسُ الْقِطارِ» به کار رفته که به معنای «پس رئیس قطار او را اخراج کرد» است.
با کالبدشکافی این عبارت مشخص میشود که از سه بخش «فَـ» (حرف عطف به معنی پس/سپس)، «طَرَدَ» (فعل ماضی به معنی راند/طرد کرد) و «هُ» (ضمیر متصل مفعولی به معنی او/آن) تشکیل شده است. بنابراین ریشه اصلی آن ثلاثی مجرد «ط ر د» بوده و همخانوادههایی چون طرد، مطرود و طارد دارد.
در بازیهای فکری و جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه دقیقاً ۵ حرف دارد و طراحان جدول معمولاً راهنمای آن را به صورت «پس او را راند» یا «پس او را طرد کرد» مطرح میکنند که پاسخ دقیق آن خود واژه «فطرده» خواهد بود.