یعنی چه
واژهٔ «لحم» به معنای گوشت و بافت نرم بدن انسان یا حیوانات است که میان پوست و استخوان قرار دارد. در کاربردهای استعاری و ادبی، گاهی به معنای «مغز و گوهر هر چیز» نیز به کار میرود. این واژه در متون دینی و ادبیات اسلامی نماد جسمانیت و مادیات در برابر روح است.
ریشه
این واژه ریشهٔ عربی دارد و از حروف اصلی «ل-ح-م» تشکیل شده است. معنای پایهٔ این ریشه در زبان عربی، علاوه بر گوشت، به مفهوم «چسبندگی، پیوستگی و جوش خوردن» نیز بازمیگردد؛ به همین دلیل واژگانی چون «التحام» (به هم پیوستن و درگیر شدن) و «لحّام» (جوشکار) نیز از همین ریشه مشتق شدهاند.
تلفظ
تلفظ رایج و درست این کلمه به صورت «لَحم» (با فتحه روی حرف لام و سکون روی حرف حاء) است.
در جدول
پاسخ مستقیم این واژه در جدول کلمات متقاطع ۳ حرفی است و در برخی سوالات جدولی نیز ممکن است مترادفهای آن مانند «گوشت» مد نظر باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی، برای اشاره به گوشت خوراکی و غذایی از کلمهٔ Meat و برای اشاره به بافت نرم بدن (گوشت تن انسان یا حیوان) از واژهٔ Flesh استفاده میشود.
به عربی
این کلمه در اصل متعلق به زبان عربی است. شکل مفرد آن «لَحْم» و جمع مکسر آن «لُحُوم» است. متضاد معنایی آن در ساختار بدنات «عَظْم» (استخوان) است.
به فارسی
برابر دقیق، مصطلح و رایج این کلمه در زبان فارسی، واژهٔ «گوشت» است.
جمعبندی و توضیح کامل لحم
واژهٔ «لحم» کلمهای نامآشنا با ریشهٔ عربی است که به صورت مستقیم به معنای گوشت و بافت نرم بدن موجودات زنده دلالت دارد. این واژه از گذشتههای دور وارد زبان و متون فارسی شده و بیشتر در ادبیات کهن، اشعار و همچنین متون دینی و فقهی کاربرد داشته است. پیوند ریشهشناختی این کلمه در زبان عربی با مفاهیمی چون چسبندگی و جوش خوردن، نشاندهندهٔ وسعت و ظرافت معنایی آن است که به مرور به حوزههایی فراتر از آناتومی بدن کشیده شده است.
یکی از برجستهترین کاربردهای این کلمه در متون اسلامی و قرآن کریم است که افزون بر معنای جسمانی و فیزیکی، دارای بار معنایی و استعاری بسیار عمیقی است. برای نمونه، در آیهٔ ۱۲ سورهٔ حجرات، از عبارت «خوردن گوشت برادر مرده» (أكل لحم) به عنوان تمثیلی تکاندهنده برای عمل ناپسند «غیبت» استفاده شده است. در اینجا، لحم نمادی از آبرو، حرمت و آسیبپذیری انسان است که با غیبت کردن هتک حرمت و خدشهدار میشود.