یعنی چه
این واژه در معنای لغوی به هر چیزی که رنگهای مختلف به خود میگیرد یا تغییر رنگ میدهد اشاره دارد. در کاربرد کنایی و اخلاقی، به انسانهای سسترأی، حزبباد و دمدمیمزاج گفته میشود که دائم عقیده، رفتار یا حالت خود را تغییر میدهند.
تلفظ
این کلمه بر وزن مُتَفَعِّل است؛ مَمضوم (مُ)، تاء مفتوح (تَ)، لام مفتوح (لَ)، واو مشدد و مکسور (وِّ) و نون ساکن (ن).
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژهٔ «متلون» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «رنگبهرنگ»، «دمدمیمزاج» یا «بوقلمونصفت» به کار میرود و دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن از واژگان متفاوتی استفاده میشود؛ اگر منظور بیثباتی رفتاری باشد کلماتی نظیر fickle یا capricious و اگر منظور تنوع رنگی باشد multicolored کاربرد دارد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و از ریشه «ل و ن» (لون به معنی رنگ) در باب تفعّل ساخته شده است و در خود زبان عربی نیز به همین صورت یا به شکل «متقلب» به کار میرود.
به فارسی
برابرهای فارسی دقیق این واژه شامل «رنگبهرنگ» و «گوناگون» در معنای مادی، و کلماتی چون «دمدمیمزاج»، «سسترأی»، «یکبومودوهوا» و «بوقلمونصفت» در معنای معنوی و رفتاری هستند.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامه، واژهٔ متلون یادآور حیواناتی چون بوقلمون و آفتابپرست است که به سرعت رنگ پوست خود را با محیط تطبیق میدهند. از این رو، این کلمه نماد ناپایداری فکری، عدم ثبات در دوستی یا عقیده، و همرنگ جماعت شدنِ منفی (حزبباد بودن) است.
جمعبندی و توضیح کامل متلون
واژهٔ «متلون» ریشهای عربی دارد و از مادهٔ «لون» به معنی رنگ مشتق شده است. این کلمه در اصل به معنای موجود یا شیئی است که مدام رنگ عوض میکند و جلوههای گوناگونی به خود میگیرد، اما کاربرد عمدهٔ آن در زبان فارسی به صورت کنایی است.
در روانشناسی رفتاری و ادبیات، متلون به فردی اطلاق میشود که ثبات قدم ندارد، دمدمیمزاج است و نمیتوان روی حرف یا عقیدهٔ او حساب باز کرد. متضاد اصلی این مفهوم، واژگانی چون «یکرنگ»، «ثابتقدم» و «وفادار» هستند که بر پایداری و اصالت تاکید دارند.
جالب توجه است که خود این واژه به صورت مستقیم در قرآن کریم ذکر نشده، اما همخانوادههای آن مانند «الوان» برای توصیف زیباییها و تنوع آفرینش بارها به کار رفتهاند. در مکالمات روزمره و حل جدول نیز این کلمه ۵ حرفی معمولاً مترادف با بوقلمونصفتی در نظر گرفته میشود.