یعنی چه
واژهٔ اجلاف در اصل یک کلمهٔ عربی و جمعِ واژهٔ «جِلْف» است. این کلمه در زبان فارسی برای اشاره به طبقات پایین اجتماع از نظر اخلاقی، افراد بیاصلونسب، احمق، سبکسر، ستمکار و اراذل و اوباش به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت فتحة اول و سکون حرف دوم یعنی اَجْلاف (ajlāf) تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «فرومایگان»، «مردمان پست و سبکسر» یا «جمع جلف»، واژهٔ ۵ حرفی «اجلاف» مد نظر است.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی از عباراتی استفاده میشود که بار معنایی تحقیرآمیز و اشاره به طبقهٔ بیفرهنگ یا فرومایه جامعه دارند.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی و واژگان مترادف آن شامل فرومایگان، سفلهها، اوباش، رذلها، حقیران، سبکسران، اغمار و پستفطرتان است. در نقطهٔ مقابل، واژگانی چون اشراف، بزرگان، خردمندان و شریفان متضاد آن محسوب میشوند.
در قرآن
واژهٔ «اجلاف» در قرآن کریم نیامده است؛ هرچند ریشهٔ ثلاثی مجرد آن یعنی (ج ل ف) در زبان عربی کلاسیک وجود دارد، اما خود این کلمه یا مشتقاتش در کتاب مقدس مسلمانان ذکر نشدهاند.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامه، اجلاف نماد و مظهر بیفرهنگی، حماقت، رفتارهای خشن و دور از ادب، و پستی اخلاقی است. این کلمه در متون کهن (مانند گلستان سعدی) معمولاً در تقابل با «خردمندان» و «دانشمندان» برای نشان دادن فضای ناامن فکری و اخلاقی جامعه به کار میرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل اجلاف
واژهٔ «اجلاف» یک اسم جمع عربی (جمعِ جِلْف) است که به زبان فارسی وارد شده و در ادبیات کلاسیک ما کاربرد فراوانی داشته است. این کلمه از ریشهٔ «جَلَفَ» به معنی کندن، پوستکندن یا خشن بودن میآید که مجازاً به افراد ناپخته، بیادب و خشن اطلاق شده و در نهایت معنی مردمان فرومایه، اوباش و سفله را به خود گرفته است.
از نظر بار معنایی، اجلاف کلمهای کاملاً منفی و تحقیرآمیز است که برای طبقهٔ بیفرهنگ، احمق یا ستمکار جامعه استفاده میشود. سعدی شیرازی در گلستان به زیبایی این واژه را در تقابل با خردمندی به کار برده و میگوید: «خردمند را که در زمرهٔ اجلاف سخن ببندد، شگفت مدار». این کلمه هیچ کاربردی در متن قرآن ندارد و در بازیهای جدول معمولاً به عنوان هممعنی اراذل و فرومایگان شناخته میشود.