یعنی چه
تکاهل در لغت به معنی سستی کردن و پشتگوش انداختن کارهاست. این واژه به حالتی اشاره دارد که فرد با وجود توانایی، عمداً یا از روی تنبلی در انجام مسئولیتهای خود تعلل و مسامحه میکند.
تلفظ
این واژه به فتح ت، فتح کاف، ضم هاء و سکون لام تلفظ میشود که بر وزن تفاعل ساخته شده است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه تکاهل معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی نظیر سستی کردن، پشتگوش انداختن کار یا خود را به تنبلی زدن کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم تکاهل در زبان انگلیسی، بسته به میزان سستی یا به تعویق انداختن کار، از واژگان معادل فوق استفاده میشود.
به عربی
اگرچه ظاهر واژه تکاهل بر وزن مصدر باب تفاعل عربی است، اما در عربی فصیح برای این مفهوم بیشتر از واژگان تکاسل یا اهمال استفاده میکنند.
به فارسی
واژه تکاهل در واقع یک مصدر مصنوع (جعلی) است؛ به این معنا که ادیبان فارسیزبان، واژه فارسی «کاهل» یا «کاهلی» را به باب تفاعل بردهاند تا معنای جدیدی بسازند. بنابراین ریشه اصلی آن به واژگان اصیل فارسی برمیگردد و معادلهای مستقیم فارسی آن سستی، تنبلی و کاهلی هستند.
در قرآن
خودِ کلمه «تکاهل» به دلیل ساختار مصنوع فارسیاش در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، مفاهیم و رفتارهای همراستا با آن مانند غفلت، سستی در عبادت (کسل) یا کوتاهی در عمل، در آیات متعددی مورد ملامت قرار گرفتهاند.
نماد چیست
تکاهل یک مفهوم انتزاعی رفتاری است و نماد فیزیکی یا اسطورهای خاصی ندارد؛ اما در ادبیات اخلاقی و تربیتی، به عنوان نشانه منفی از ضعف اراده، تنپروری و ترک مسئولیت شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل تکاهل
واژه تکاهل نمونهای جالب از تعامل زبان فارسی و ساختارهای صرفی عربی است. این کلمه با بردن ریشه فارسی «کاهل» به باب تفاعل شکل گرفته تا معنای دقیقِ خود را به تنبلی زدن یا عمدی سستی کردن در کارها را برساند. در زبان روزمره و متون ادبی، این واژه بار معنایی منفی دارد و به رفتاری اشاره میکند که مانع پیشرفت فردی و اجتماعی میشود.
تفاوت ظریف تکاهل با واژههایی مثل تساهل در این است که تساهل به معنای آسانگیری و مدارای مثبت است، در حالی که تکاهل کاملاً بر تنبلی، اهمالکاری و پشتگوش انداختن وظایف دلالت دارد. شناخت ریشه و کاربرد دقیق این کلمه به غنای کلامی و درک بهتر متون اخلاقی کمک میکند.