یعنی چه
این عبارت قیدی به معنای به گونهای است که قابل تابآوردن باشد؛ یعنی در حد متوسط یا ولرمی که فراتر از توان فرد نیست و آزار یا سختی آن به مرحله فروپاشی نمیرسد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب قیدی از بخشهای «به» (بِ)، «طور» (طَوْر)، «تحمل» (تَحَمُّل) و «پذیر» (پَذیر) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول خودِ «به طور تحمل پذیر» با ۱۳ حرف است. گزینههای کوتاهتر دیگر مانند «قابل تحمل» نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگان یادشده دقیقترین معادلهای قیدی برای رساندن این مفهوم هستند.
به عربی
ترکیبهای فوق در زبان عربی برای توصیف وضعیت یا حالتی که مشقت آن در حد توان انسان باشد به کار میروند.
به فارسی
در فارسی معیار و رسمی، عبارتهایی مانند «بهطور قابلتحمل» یا «در حد تحمل» بسیار رایجتر و تثبیتشدهتر از «به طور تحمل پذیر» هستند.
در قرآن
ترکیب فارسی «به طور تحمل پذیر» در قرآن وجود ندارد؛ اما ریشه عربی بخش اول آن یعنی «حمل» بارها استفاده شده است؛ مانند آیه ۲۸۶ سوره بقره: «...رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ...» (پروردگارا، آنچه طاقتش را نداریم بر ما تحمیل نکن).
جمعبندی و توضیح کامل به طور تحمل پذیر
عبارت قیدی «به طور تحمل پذیر» ترکیبی از واژه عربی «تحمل» (از ریشه حمل به معنی بار برداشتن و بردباری) و پسوند فاعلیمفعولی فارسی «پذیر» (از مصدر پذیرفتن) است. این اصطلاح در نوشتارهای معاصر یا متون ترجمهای برای توصیف موقعیت، درد، یا شرایطی به کار میرود که اگرچه ایدهآل و آسان نیست، اما سختی آن به اندازهای است که انسان آستانه طاقتش را دارد و میتواند با آن مدارا کند.
اگرچه این ساختار از نظر معنایی کاملاً روشن و دقیق است، اما در زبان فارسی معیار و رسمی کمتر به این شکلِ قیدی به کار میرود و نویسندگان ترجیح میدهند از گزینههای روانتر و رایجتری همچون «بهطور قابلتحمل»، «در حد تحمل» یا «تابآورانه» استفاده کنند.
از نظر مفاهیم روانشناختی و نمادین، این عبارت یادآور مفاهیمی چون مدارا، انعطافپذیری و حد آستانه تحمل انسان است. در تصویرسازیهای مفهومی، نشانههایی مانند درخت خمیده در باد که نمیشکند یا ترازویی در حال تعادل، بازتابدهنده بار معنایی این واژه هستند.