معنی
«بحر» در لغت به معنای دریا، اقیانوس و آبِ بسیار گسترده (معمولاً آب شور) است. در ادبیات فارسی و عربی، این واژه به عنوان اصطلاحی برای مقیاس وزن شعر (یکی از اوزان عروضی مانند بحر متقارب و بحر رمل) به کار میرود. همچنین به صورت استعاری برای نشان دادن بزرگی، ژرفا و گستردگی فراوان در علم، سخاوت و دانش استفاده میشود.
یعنی چه
عبارت «بحر» به چیزی اشاره دارد که دارای عمق، وسعت و برکت فراوان باشد. وقتی کسی را «بحر علم» یا «بحر کرم» مینامند، یعنی دانش یا بخشندگی او مانند دریا بیپایان و وسیع است. در نگاه عرفانی نیز نماد حقیقت مطلق و ذات حقتعالی است.
مترادف
این کلمات در متون کهن، ادبی و معاصر به عنوان هممعنی و مترادف واژه بحر برای اشاره به تودههای بزرگ آب استفاده شدهاند.
متضاد
واژههایی که در تضاد با مفهوم دریا و آبِ گسترده قرار دارند، به ویژه «برّ» که زوج متضادِ پرکاربرد آن در زبان عربی و متون قرآنی است.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد (ب-ح-ر) مشتق شدهاند و به مفاهیمی چون دریانوردی، دریاچه، تخصص علمی و گسترش دانش پیوند دارند.
ریشه
این واژه اسم ثلاثی مجرد از ریشه عربی «ب-ح-ر» (B-Ḥ-R) است. در اصلِ لغت به معنای «شکافتن و توسعه دادن زمین» بوده و از آنجا که دریا زمین را میشکافد و بسیار وسیع و گسترده است، به این نام خوانده شده است.
جمله سازی
در جدول
پاسخ دقیق ۳ حرفی برای کلمه بحر در جدول، خود واژه «بحر» یا مترادفهای آن بر اساس تعداد حروف خواسته شده است.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای زبان انگلیسی برای این واژه در معنای حقیقی آن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل بحر
واژه «بحر» یک واژهٔ اصیل عربی است که از دیرباز وارد زبان و ادبیات فارسی شده و سه لایه معنایی متمایز را شامل میشود. در معنای نخست و حقیقی خود، به تودههای عظیم آب یعنی دریا و اقیانوس اشاره دارد که در قرآن کریم نیز بارها در تقابل با واژه «برّ» (خشکی) برای توصیف کل جهان هستی و عظمت خلقت به کار رفته است.
در لایه دوم و تخصصی، این کلمه اصطلاحی بنیادین در علم عروض است و به وزنها و قالبهای شعری گفته میشود که ساختار موزون اشعار کلاسیک فارسی و عربی را شکل میدهند. در نهایت، در لایه سوم و استعاری، «بحر» در اشعار صوفیانه و متون ادبی نمادی از بیکرانگی، ژرفای معرفت، ذات حقتعالی، و همچنین بخشندگی و دانش بیبایانِ انسانهای بزرگ است.