یعنی چه
این واژه در اصل به حالت فیزیکی از دست دادن تعادل، لیز خوردن یا گیر کردن پا به مانع اشاره دارد که منجر به افتادن فرد میشود. مجازاً به معنی سهو، خطا و اشتباه لحظهای نیز در متون کهن به کار رفته است.
تلفظ
در واژهنامهها تلفظ این کلمه بیشتر با ضمه اول (شُ) و در مواردی با کسره اول (شِ) ضبط شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «شکوخ» با ۴ حرف است که به عنوان معادل لغزش یا عثره استفاده میشود.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه بر اساس مفهوم فیزیکی افتادن و از دست دادن تعادل انتخاب شدهاند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی افعال و اسامی دقیقی برای توصیف این حالت فیزیکی وجود دارد.
به فارسی
مترادفهای مستقیم فارسی این کلمه شامل لغزش و سکندری است. در زبان معیار امروز، خود کلمه «شکوخ» مهجور است و به جای آن از واژه سکندری یا تعبیر پایم سرید/سر خوردم استفاده میشود.
نماد چیست
این کلمه بار اسطورهای یا نمادین خاصی ندارد، اما در ادبیات کلاسیک فارسی (مانند اشعار رودکی سمرقندی) به عنوان استعارهای از عواقب گستاخی، غرور و سقوط اخلاقی یا فکری انسان به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل شکوخ
واژه «شکوخ» یکی از کلمات اصیل، کهن و کمتر شنیده شده زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه و ایران باستان دارد. این کلمه اسم مصدر از فعل «شکوخیدن» (یا اشکوخیدن) است و معنای دقیق آن لغزش، لیز خوردن، سکندری خوردن و با سر به زمین افتادن بر اثر گیر کردن پا به جایی است. در کاربرد مجازی نیز قدیمیان آن را به معنای سهو، خطا و اشتباه به کار میبردهاند.
امروزه این واژه در زبان معیار و گفتار روزمره فارسی کاملاً مهجور و فراموش شده است و کاربرد مستقل ندارد؛ با این حال، کماکان در لغتنامههای بزرگ مانند دهخدا، معین و عمید به عنوان یک مدخل اصیل حفظ شده و در شعر کلاسیک فارسی (مانند بیت معروف رودکی درباره عاقبت افراد شوخ و سرمست که از شکوخ به خاک خواری میافتند) به چشم میخورد. دانستن معنای آن بیشتر برای حل جدولهای کلمات متقاطع و درک متون کهن کاربرد دارد.