معنی
مصلحت در اصل به معنای کاری است که انجام آن خیر، نفع، صواب و آسایش انسان یا عموم مردم را در پی داشته باشد و تصمیمی است که منفعت مهمتری را تأمین کند.
یعنی چه
این واژه در اصطلاح به معنای تشخیص و گزینش راهکار یا رفتاری است که در یک موقعیت خاص، بیشترین سود واقعی و کمترین زیان را برای فرد یا جامعه به همراه بیاورد.
مترادف
این کلمات در متون مختلف میتوانند به عنوان جایگزین مصلحت به کار روند.
متضاد
کلماتی که مفهوم نقطه مقابل خیر و صلاح (یعنی تخریب و زیان) را میرسانند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه با فتح مِیم و لَام تلفظ میشود و مصدری میمی بر وزن مَفعَلَة است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به سؤالاتی نظیر «خیر و صلاح»، «نفع و فایده» یا «شایستگی»، کلمه ۵ حرفی «مصلحت» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، از واژه Interest برای منافع و از Expediency برای تدبیر و مصلحتاندیشی استفاده میشود.
به عربی
واژه مصلحت اصالتاً عربی است و از ریشه ثلاثی مجرد «صَلَحَ» مشتق شده است.
به فارسی
برگردانها و معادلهای اصیل فارسی که مفاهیم سودرسانی، صلاح و نیکی را در خود دارند.
در قرآن
خودِ رسمالخط «مصلحت» در قرآن نیست، اما ریشه آن (ص ل ح) به وفور در قالبهایی چون «الصَّالِحَات» (کارهای شایسته) و «أَصْلَحَ» (اصلاح کرد) آمده است. از نظر اصول فقهی، مبنای احکام بر جلب مصالح و دفع مفاسد برای انسانها است.
جمعبندی و توضیح کامل مصلحت
واژه «مصلحت» ریشه در زبان عربی دارد و به معنای خیر، نفع، صواب و کاری است که انجام آن به صلاح و آسایش فرد یا جامعه تمام میشود. این کلمه در مقابل «مفسده» و «ضرر» قرار دارد و در نظام فکری و فقهی اسلامی، به عنوان یک اصل عقلی برای ترجیح دادن خیر عمومی و منفعت جمعی بر خواستههای فردی شناخته میشود.
اگرچه خود این لفظ به صورت مستقیم در قرآن کریم ذکر نشده، اما مفهوم آن از طریق ریشه واژگانیاش یعنی «صلاح» و اصطلاحاتی چون کارهای شایسته (صالحات) و اصلاحگری، حضور پررنگی در فرهنگ اسلامی دارد و نمادی از عقلانیت و تعادل در تصمیمگیریهای حیاتی است.