معنی
سلاله در لغت به معنای خلاصه، چکیده یا عصارهٔ پاک و خالصی است که به آرامی از چیز دیگری بیرون کشیده شده باشد. این واژه مجازاً برای اشاره به نسل، فرزند و دودمان انسان به کار میرود.
یعنی چه
وقتی به کسی سلاله میگویند، یعنی او خلاصهای از وجود پدر و مادر و برگزیدهای از یک خاندان است. این کلمه به فرزندی اشاره دارد که اصالت و ویژگیهای شریف نیاکان خود را به ارث برده است.
مترادف
واژههایی چون نسل، ذریه، تبار، فرزند، اعقاب، آل و خاندان از نزدیکترین مترادفهای معنایی سلاله در زبان فارسی هستند.
تلفظ
این کلمه با ضمه روی حرف سین به صورت «سُلاله» (Solale) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «سلاله» به عنوان پاسخ پنج حرفی برای راهنماهایی مثل «نسل و فرزند» یا «عصاره و چکیده» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، از واژههای Lineage برای تبار و از Offspring و Progeny برای فرزند و نسل استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی واژههای Soy به معنی تبار و ریشه، و Nesil به معنی نسل استفاده میشوند؛ همچنین خود واژه Sülale نیز به معنی خاندان کاربرد دارد.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون «فرزند»، «پاکزاد»، «چکیده» و «دستاورد» است که مفهوم اصالت نسب را میرسانند.
نماد چیست
سلاله در فرهنگ و ادبیات نماد انتخابشدگی، اصالت نسب و خلوص است. ترکیبهایی مانند «سلاله پاکان» نشاندهنده تداوم یک تبار شریف و انتقال ویژگیهای والا از نیاکان به بازماندگان است.
جمعبندی و توضیح کامل سلاله
واژه «سلاله» از ریشه عربی «سلل» گرفته شده که در اصل به معنای بیرون کشیدن نرم و تدریجی یک چیز از چیز دیگر است. به همین دلیل در معنای لغوی به عصاره، چکیده و خلاصه خالص هر مادهای سلاله میگویند. در کاربردهای رایج، این کلمه برای اشاره به نسل، فرزند و نطفه انسان به کار میرود؛ چرا که فرزند نیز به عنوان خلاصه و برگزیدهای از وجود والدین و تبار خود شناخته میشود.
این واژه در قرآن کریم نیز دو بار برای توصیف مراحل آفرینش انسان (عصارهای از گل و خلاصهای از آب ناچیز) به کار رفته که نشاندهنده دقت معنایی آن در بیان مفهوم خلوص و مبدأ آفرینش است. در ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی، سلاله جایگاهی محترمانه دارد و اغلب در توصیف اصالت، پاکدامنی و وابستگی به خاندانهای شریف و بزرگ استفاده میشود.