یعنی چه
ترکیب واژگانی «سرشت و سجیه» برای تأکید بر ویژگیهای درونی، بنیادی، اخلاقی و خصوصیات ثابت روحی یک فرد به کار میرود. سرشت به ماهیت وجودی و فطرت اشاره دارد و سجیه به خوی و رفتاری پایدار که در شخصیت نهادینه شده است.
تلفظ
کلمهٔ سرشت به کسر سین و راء و سکون شین تلفظ میشود [seresht]. واژهٔ سجیه نیز به فتح سین، کسر جیم، یاء مشدد و تاء تانیث ساکن یا هاء ملفوظ تلفظ میگردد [sajiyyeh].
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف و خانهها معمولاً خودِ واژه، یا ترکیب مترادفهای آن است. این عبارت دقیقاً ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
برای بیان مفاهیم ذاتی و اخلاقی این ترکیب، از واژههای مربوط به خصوصیات پایدار انسانی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژههای متعددی برای تفکیک ذات وجودی و خوی اخلاقی پایداری که در جان انسان ثابت مانده، وجود دارد.
به فارسی
برگردان و کلمات جایگزین خالص فارسی یا متداول آن شامل نهاد، خمیره، منش، خوی، خصلت و طبع درونی است که همگی بر ویژگیهای غیرعرضی و پایدار دلالت دارند.
در قرآن
عین واژههای «سرشت» یا «سجیه» در متن قرآن نیامده است. اما مفاهیم همتراز با آنها در آیاتی مانند آیه ۳۰ سوره روم («فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا») و آیه ۸۴ سوره اسراء («قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ»؛ بگو هر کس بر حسب ساختار روحی و سجیه خود عمل میکند) دیده میشود.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و نمادشناسی، این ترکیب نماد آفرینش اولیه انسان و ویژگیهای ذاتی است که پیش از تربیت اجتماعی در درون او عجین شده است؛ مانند اشاره به بیت معروف «دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند».
جمعبندی و توضیح کامل سرشت و سجیه
ترکیب واژگانی «سرشت و سجیه» یکی از تعابیر زیبای مترادف و تأکیدی در زبان فارسی است. اگرچه این دو واژه در کنار هم یک معنای واحد یعنی «ذات و خلق و خوی بنیادینِ تغییرناپذیر» را تداعی میکنند، اما تفاوت ظریفی در ریشه آنها وجود دارد؛ «سرشت» که ریشه در پارسی اصیل دارد بیشتر به ماهیت وجودی، آفرینش و فطرت اولیه (زیربنای وجود) اشاره میکند، در حالی که «سجیه» که واژهای با ریشه عربی است، بیشتر ناظر بر خوی، خصلت و رفتارهای پایدار اخلاقی است که در جان انسان نهادینه و ثابت شده است.
در متون کهن فارسی و ادبیات عرفانی، استفاده از ترکیبهایی نظیر سرشت و سجیه، طینت و نهاد، یا خلق و خو برای اصرار بر این واقعیت است که رفتارهای بیرونی انسانها، در حقیقت آینهای تمامنما از ذات و ریشه پاک یا ناپاک درونی آنهاست که به راحتی تغییر نمیکند.