یعنی چه
مستنطق در لغت به معنی کسی است که طلب نطق میکند یا دیگری را به سخن میآورد. در اصطلاح حقوقی و قضایی قدیم، به مأمور قضایی دانا و مسؤولی گفته میشد که وظیفه تحقیق از متهمان، کشف جرم و بازجویی از شهود را بر عهده داشت تا حقیقت یک پرونده روشن شود.
در جدول
واژه «مستنطق» در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «بازپرس قضایی قدیم» یا «بازجو» کاربرد دارد و دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن حقوقی یا پلیسی، از واژههای Interrogator برای بازجوییکننده و Investigator برای مأمور تحقیق استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد، اما در حقوق مدرن کشورهای عربی، امروزه بیشتر از واژه «المحقق» برای اشاره به این جایگاه قضایی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق و روان فارسی این واژه «بازپرس» (در ساختار قضایی) و «بازجو» (در معنای عمومیتر) هستند که به خوبی مفهوم تحقیق و تفحص را منتقل میکنند.
در قرآن
عین واژه «مستنطق» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، ریشه سه حرفی آن یعنی «ن-ط-ق» و مشتقاتی چون «یَنطِقُون» یا «أَنطَقَ» در آیات متعددی (مانند آیه ۶۵ سوره انبیاء) به معنی سخن گفتن و به نطق آوردن استفاده شده است.
نماد چیست
مستنطق نماد و مظهر پرسشگری صلب، کشف حقایق پنهان از میان کلمات و اقتدار دستگاه قضا در فرآیند استماع و دادرسی است. در تصویرسازیهای مدرن، گاه این مفهوم با المانهایی مثل ذرهبینِ تحقیق یا چکش دادگاه پیوند میخورد.
جمعبندی و توضیح کامل مستنطق
واژه «مستنطق» یک اصطلاح حقوقی و قضایی با ریشه عربی (از باب استفعال) است که در زبان فارسی قدیمیتر به عنوان منصبِ مأمور کشف جرم و بازجویی از متهمان شناخته میشد. این کلمه از نظر ساختار زبانی به معنی «کسی است که دیگری را به سخن گفتن وادار میکند» تا از دل اظهارات او، واقعیت پرونده را استخراج کند.
امروزه در نظام قضایی و ادبیات معاصر ایران، واژه «بازپرس» به طور کامل جایگزین این کلمه شده است و اصطلاح مستنطق بیشتر در متون تاریخی، رمانهای پلیسی قدیمی و جدولهای کلمات متقاطع به چشم میخورد.