یعنی چه
این واژه یک قید مرکب در زبان فارسی است که برای توصیف انجام کارهایی به کار میرود که هیچگونه ثمره، سود یا نتیجهٔ مثبتی به همراه ندارند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح حروف ث و م، و کسر حرف ن در پایان به صورت قیدی است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این کلمه در جدول خود واژهٔ «بی ثمرانه» با ۸ حرف یا مترادفهای آن نظیر بیحاصل و بیهوده است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از این قیدها برای رساندن مفهوم انجام کاری به صورت عبث و بینتیجه استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی ترکیبات ساختاری متفاوتی نظیر بلا جدوى یا تنوین قیدساز عبثاً معادل این مفهوم هستند.
به فارسی
واژههای بیحاصلانه، عبثوار و بیفایدهوار از دقیقترین برگردانها و واژههای جایگزین فارسی برای این کلمه هستند.
در قرآن
خود واژهٔ «بیثمرانه» به دلیل ترکیب با پیشوند و پسوند فارسی در قرآن وجود ندارد. با این حال ریشهٔ عربی آن یعنی «ثمر» و مشتقاتش مانند «ثَمَرِهِ» برای اشاره به بار درختان یا نتایج اعمال انسانها بارها در آیات ذکر شده است.
نماد چیست
در ادبیات مفهومی و کنایی، این واژه یادآور مفاهیمی چون تلاشهای بیسرانجام (مانند افسانه سیزیف) یا درخت پاییزی و خشکیدهای است که بار و بری ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل بی ثمرانه
واژهٔ «بیثمرانه» یک قید مرکب و کاربردی در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند نفی «بی»، اسم عربی «ثمر» (به معنی میوه و حاصل) و پسوند قیدساز فارسی «ـانه» تشکیل شده است. این کلمه به دقت نشاندهندهٔ حالت یا کیفیتی از انجام کار است که در نهایت هیچ سود، بهره یا نتیجهٔ مثبتی به بار نمیآورد و معادل واژههایی چون بیحاصلانه و بیهوده است.
از نظر ساختاری، این واژه نمونهای از ترکیبهای زیبای میانزبانی است که در آن ریشهٔ عربی با قواعد دستوری و وندهای فارسی آمیخته شده تا مفهوم ظریف قیدی را پدید آورد. هرچند خود این ساختار در متون کهن یا قرآن به چشم نمیخورد، ریشهٔ آن کاملاً شناختهشده است و امروزه در متون ادبی و تحلیلی برای توصیف فعالیتهای عقیم و عبث به کار میرود.