یعنی چه
دژم گشتن یا دژم شدن در زبان و ادبیات فارسی به معنای اندوهگین شدن، مکدر گشتن و از شدت غم یا خشم آشفته حال شدن است. این واژه نشاندهنده حالتی است که در آن فرد علاوه بر غم، دچار نوعی گرفتگی خاطر و برافروختگی نیز میشود.
تلفظ
این ترکیب فعلی به صورت دُژَم گَشتَن (dožam gaštan) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف (۷ حرف) خودِ «دژم گشتن» است. همچنین کلماتی نظیر نژند، پژمان یا مغموم نیز به عنوان پاسخهای هممعنی کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن میتوان از عباراتی که نشاندهنده افسردگی، گرفتگی حالت یا خشم هستند استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی افعالی که بیانگر حزن، اندوه شدید و یا خشم همراه با گرفتگی چهره هستند، به عنوان معادل این واژه به کار میروند.
نماد چیست
در ادبیات حماسی و کلاسیک فارسی، به ویژه در شاهنامه فردوسی، دژم گشتن نمادی از یک وضعیت روحی عمیق است؛ حالتی که فرد نه تنها از حادثهای مغموم شده، بلکه این غم با خشم و درماندگی همراه است و آثار آن در برافروختگی و درهمکشته شدن چهره نمایان میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دژم گشتن
واژه «دژم گشتن» یکی از ترکیبات فعلی اصیل, کهن و زیبای زبان فارسی است که ریشه در فارسی میانه دارد. این عبارت فراتر از یک غمگینی ساده، توصیفکننده حالتی عمیق از آشفتگی روحی، افسردگی، و غمی است که با خشم یا استیصال آمیخته شده و معمولاً اثر خود را به صورت گرفتگی و تیرگی در چهره فرد یا حتی وضعیت آسمان و روزگار نشان میدهد.
در متون کهن و شاهکارهای ادب فارسی مانند شاهنامه، هنگامی که پهلوانان یا پادشاهان از رفتار روزگار یا شکست غافلگیر میشوند، سیمای آنها «دژم» گزارش میشود؛ امری که نشاندهنده غلیان همزمان اندوه و برافروختگی است. بررسی مترادفهایی چون نژند، پژمان و مکدر نیز این معنای چندبعدی را تایید میکند.