یعنی چه
در لغت و اصطلاح، این عبارت به معنای عدم دستیابی به هدف، ناموفق بودن و فراهم نیامدن شرایط و مقدمات لازم برای رسیدن به پیروزی یا انجام کارهای نیک است. در مباحث کلامی و دینی نیز به آن «سلب توفیق» یا «خذلان» میگویند؛ یعنی رها شدن بنده به حال خود و محرومیت از عنایت خاص الهی.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه عربی تشکیل شده و به صورت واژهبست عطف تلفظ میشود: عَدَم (عَـ / دَ / م) + تَوْفیق (تَوْ / فیق).
در جدول
کلمه «عدم توفیق» با احتساب فاصله یا سرهم نوشتن در طراحهای مختلف، دقیقاً ۸ حرف دارد و به عنوان معادل ناموفقیت و شکست در جدولها به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن متن، از واژه عام Failure یا عبارات دقیقتر مانند Lack of success استفاده میشود.
به عربی
این عبارت خود ریشه عربی دارد و در متون دینی و فصیح عربی با واژگانی چون إخفاق یا خذلان تعبیر میشود.
به فارسی
برابرهای روان و اصیل فارسی برای این ترکیب شامل ناکامی، ناموفقیت، بیبهره بودن از پیروزی و دور ماندن از مقصود است.
جمعبندی و توضیح کامل عدم توفیق
عبارت «عدم توفیق» یک ترکیب اصطلاحی و واژگانی برگرفته از زبان عربی است که در ادبیات فارسی و معارف کلامی کاربرد فراوانی دارد. این کلمه در وهله اول به معنای دست نیافتن به اهداف، شکست و ناکامی در امور روزمره و کارهای دنیوی است؛ جایی که تلاشهای فرد به نتیجه مطلوب ختم نمیشود و هماهنگی لازم میان اسباب و مقدمات کار پدید نمیآید.
از بُعد دینی و عرفانی، این اصطلاح بار معنایی عمیقتری دارد و به حالت «سلب توفیق» یا «خذلان» اشاره میکند. در این مفهوم، ریشه اصلی توفیق (و ف ق) به معنی سازگار کردن اسباب خیر توسط پروردگار است؛ بنابراین عدم توفیق یعنی زمانی که بنده به دلیل رفتار خود، از عنایت و یاری خاص الهی محروم گشته و برای انجام کارهای نیک و طاعات، اسباب برایش تسهیل نمیشود.