یعنی چه
این واژه در زبان عربی فصیح به معنای بره یا میش مادهٔ جوان است. با این حال، در فرهنگ عامیانه و گویشهای عربی (مانند مصری و شامی) به معنای متل، افسانه، یا داستانهای کوتاهی است که برای سرگرمی یا خواباندن کودکان روایت میشود.
تلفظ
این کلمه با فتح حرف خاء، ضم راء و سکون واو به صورت «خَروفه» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه «خروفة» دقیقاً ۵ حرف دارد و به عنوان معادل عربی بره ماده یا داستان عامیانه شناخته میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در زبان انگلیسی برای جنبه حیوانشناسی از معادل Ewe lamb و برای جنبه ادبی از واژههای Tale یا Fairy tale استفاده میشود.
به عربی
در خود زبان عربی، برای بیان دقیق معنی اول از «نعجة صغیره» و برای معنای دوم از واژگانی چون «قصة»، «حکایة» یا «أقصوصة» استفاده میگردد.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه به فارسی در معنای نخست «بره ماده» یا «میش جوان» است و در معنای دوم و عامیانه خود با واژههایی نظیر «متل»، «افسانه» و «قصه پیرزن» همذاتپنداری دارد.
در قرآن
واژه «خروفة» یا شکل مذکر آن «خروف» در متن قرآن مجید وجود ندارد. در کتاب آسمانی برای اشاره به این مفهوم از واژههای دیگری مانند «غنم»، «نعجة» و «ضأن» استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل خروفة
واژه «خروفة» (با تلفظ خَروفه) اصالتاً یک واژه عربی از ماده (خرف) است. این کلمه در زبان فصیح به معنی گوسفند یا بره ماده جوان (مؤنث خروف) است، اما در سیر تحول زبانی خود در فرهنگ عامیانه کشورهای عربی، تغییر معنایی یافته و به داستانهای کوتاه، متلها و افسانههای سرگرمکننده کودکان اطلاق میشود.
در زبان فارسی، اگرچه خود این کلمه کاربرد روزمره چندانی ندارد، اما همخانوادههای سرشناس آن مانند «خرافه»، «خرافات» و «خرف» به طور گسترده استفاده میشوند. این واژه از نظر نمادشناسی در معنای اول خود نشانه معصومیت و مظلومیت، و در معنای دوم نمادی از ادبیات شفاهی و تخیل به شمار میرود.