یعنی چه
جبریه نام گروه و مکتبی اعتقادی در تاریخ اسلام است که عقیده داشتند انسان در افعال و رفتارهای خود هیچگونه اراده و اختیاری ندارد. آنها تمام کارهای انسان را مخلوق و مجبورِ ارادهٔ مطلق خدا میدانند و انسان را در این میان مانند جمادی بیاختیار (مثل برگی در مسیر باد) فرض میکنند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «جَبریّه» (Jabrīyah) است که تشدید روی حرف ی قرار دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «فرقه مجبورانگاری در اسلام»، «مخالفان معتزله» یا «طرفداران اصالت جبر»، واژه ۵ حرفی «جبریه» یا «مجبره» به کار میرود.
به انگلیسی
برای اشاره به خودِ فرقه از اصطلاح خاص Jabriyah و برای اشاره به رویکرد فکری آنان از واژگان مربوط به مکتب جبرگرایی استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه عربی دارد و در متون کلامی اسلامی به همین صورت و گاه با نام مجبره شناخته میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به این فرقه کلامی از معادل مکتوب Cebriyye استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه شامل عباراتی چون «مجبورانگاران»، «جبرگرایان مطلق» و «تقدیرگرایان افراطی» است که بیانگر سلب اراده از انسان است.
جمعبندی و توضیح کامل جبریه
جبریه یکی از مکاتب کلامی قدیمی در تاریخ اسلام است که در قرون دوم و سوم هجری شکل گرفت. پیروان این مکتب بر این باور بودند که انسان هیچگونه اراده، اختیار و قدرتی در انجام افعال خود ندارد و تمام رفتارهای بشری مستقیماً و بدون واسطه توسط اراده و قدرت مطلق خداوند خلق و هدایت میشود. آنها انسان را در مواجهه با مقدرات الهی، همانند جمادی بیجان یا برگی لرزان در مسیر بادهای تند تصویر میکردند.
این دیدگاه افراطی در تقابل مستقیم با مکتب «قدریه» و بعدها «معتزله» قرار داشت که به تفویض و اختیار مطلق انسان معتقد بودند. اگرچه اصطلاح جبریه به طور صریح در متن قرآن کریم نیامده است، اما آیات متعددی از قرآن دیدگاههای مشابه جبرگرایان را نقل و رد کردهاند. قرآن با تاکید بر عباراتی نظیر کسبِ عمل توسط انسان، تفکر و مسئولیت فردی، نگرش جبری را نوعی گمانهزنی نادرست و فرار از مسئولیت معرفی میکند.
از نظر ریشهشناسی، این واژه از ماده ثلاثی «ج-ب-ر» گرفته شده که به معنای وادار کردن کسی به کاری بر خلاف میل اوست. در منابع کلامی، گاهی از این گروه به عنوان «مجبره» یا «جهمیه» (منسوب به جهم بن صفوان از پیشگامان این تفکر) نیز یاد میشود. این مکتب فکری نماد تصویری یا رسمی خاصی نداشته و صرفاً به عنوان یک جریان اعتقادی در تاریخ اندیشه اسلامی ثبت شده است.