یعنی چه
غیبدان به کسی گفته میشود که از عالم غیب، اسرار نهان و امور پنهان از حواس ظاهری انسانها آگاهی دارد. در ادبیات و فرهنگ اسلامی، این صفت به طور مطلق و ذاتی متعلق به خداوند (عالمالغیب) است.
تلفظ
این واژه از دو بخش «غَیب» (واژه عربی به معنی پنهان) و «دان» (بن مضارع از مصدر فارسی دانستن) ترکیب شده و به صورت واژهای مرکب تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ واژه غیبدان به عنوان دانای اسرار نهان، ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم غیبدان در انگلیسی از عباراتی که به آگاهی از امور ماوراءالطبیعه یا نادیدنیها اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی و متون قرآنی، دقیقترین معادلها برای این مفهوم، اصطلاحات «عالم الغیب» و «علام الغیوب» هستند.
به فارسی
واژههای مترادف و برابرهای فارسی این کلمه شامل دانای نهان، رازدان، غیبگو، نهاندان و باطنبین است که همگی بر آگاهی از امور پوشیده دلالت دارند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات عرفانی فارسی، غیبدان نماد احاطه کامل بر جهان هستی و بینش ماورایی است. شاعرانی چون حافظ و سعدی، خداوند را «یار غیبدان» یا «پادشاه غیبدان» نامیدهاند که با وجود آگاهی از تمام عیوب و اسرار پنهان بندگان، از روی رحمت خود پردهپوشی (ستاری) میکند.
جمعبندی و توضیح کامل غیب دان
واژه «غیبدان» یک صفت مرکب فاعلی مرخم در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «غیب» (به معنی پنهان و نادیده) و بن مضارع «دان» (از مصدر دانستن) ساخته شده است. این کلمه در لغتنامههای معتبری همچون دهخدا، عمید و هوشیار به معنای کسی که از رازهای پنهان، عالم ماوراء و امور مخفی از حس و عقل عادی خلق آگاهی دارد، تعریف شده است.
اگرچه خودِ این ترکیب فارسی در متن قرآن نیامده، اما مفهوم معادل آن یعنی «عالمُ الغیب» بارها در آیات الهی ذکر شده است. بر اساس آموزههای قرآنی، غیبدانیِ مطلق و ذاتی تنها به ذات اقدس الهی اختصاص دارد و دیگر موجودات یا فرستادگان الهی تنها به اذن و وحی او میتوانند به بخشی از این دانش دست یابند. در ادبیات عرفانی نیز این کلمه جلوهای از رازداری و ستاریت خداوند در عین آگاهی بر احوال بندگان است.