یعنی چه
دادگری واژهای اصیل و کلاسیک در زبان فارسی است که به مفهوم رفتار از روی حق، رعایت انصاف در قضاوت و جهانداری، و پایبندی به اصول اخلاقی و قانونی اشاره دارد. این واژه مظهر تجلی عدالت در رفتار فردی و اجتماعی است.
تلفظ
این واژه به صورت «دادگَری» با فتح گاف تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه ۶ حرفی «دادگری» به عنوان معادل عدل و دادگستری به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی و متون قرآنی، مفاهیم عَدل و قِسط معادلهای دقیق و مستقیم واژه دادگری هستند.
به فارسی
برگردانها و مترادفهای این واژه شامل عدالت، عدل، قسط، داد، دادگستری، معدلت و انصاف است. متضادهای آن بیداد، ظلم، جور، ستم و ستمکاری هستند و از همخانوادههای آن میتوان به داد، دادگر، دادگستر، دادور، دادرس و دادخواه اشاره کرد.
نماد چیست
دادگری در فرهنگهای مختلف با نمادهایی چون ترازو (مظهر برابری و توازن) و فرشته عدالت (بانویی با چشمبند، شمشیر و ترازو) شناخته میشود. در تاریخ و فرهنگ ایران باستان نیز شاهانی مانند انوشیروان مظهر تاریخی این مفهوم بودهاند.
جمعبندی و توضیح کامل دادگری
دادگری یکی از کلیدیترین و اصیلترین مفاهیم در فرهنگ، اخلاق و جهانداری ایرانی است. این واژه که از ریشههای کهن زبان پهلوی و اوستایی نشات گرفته، به معنای حکومت قانون، برابری و رفتار بر پایه حق و انصاف است. در طول تاریخ، پادشاهان و حاکمان صالح همواره با صفت دادگری سنجیده میشدند و بیدادگری نقطه مقابل آن و مایه زوال حکومتها دانسته میشد.
این مفهوم فراتر از یک واژه اخلاقی، در نظامهای حقوقی و اعتقادی نیز جایگاه ویژهای دارد. اگرچه خود واژه فارسی دادگری در متن قرآن نیامده، اما اصطلاحات بنیادینی چون عدل و قسط که بارها در آیات الهی بر آنها تاکید شده، بازتابدهنده دقیق همین معنا در فرهنگ اسلامی هستند. دادگری مایه استواری جامعه و آرامش مردم است.
نمادهای بصری دادگری مانند ترازو، نشاندهنده حفظ توازن حقوق میان افراد جامعه بدون در نظر گرفتن جایگاه طبقاتی آنهاست. چشمبند فرشته عدالت نیز گواهی بر بیطرفی مطلق در قضاوت است تا در پرتو آن، حق به حقدار برسد و جامعه از گزند ظلم و ستم در امان بماند.