یعنی چه
این واژه در ادبیات فارسی صفت مرکب است و به معشوقی کنایه میزند که پوست سپید، اندام ظریف و بوی خوشی دارد؛ در واقع آغوش و تن او به پاکی و عطر یاسمن تشبیه میشود.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «سَمَن» (به فتح سین و میم) به معنی گل یاسمن و «بَر» (به فتح باء) به معنی سینه، آغوش یا اندام تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه دقیقاً ۵ حرف دارد. توجه شود که نباید آن را با صنمبر یا صنوبر اشتباه گرفت.
به انگلیسی
واژه معادل دقیقی در انگلیسی ندارد، اما عباراتی که مفهوم زیبایی سپید و عطرآگین را برسانند برای ترجمه آن استفاده میشوند.
به فارسی
برگردانها و واژگان همتراز فارسی آن شامل سیمینبر، معطر، خوشبو، یاسمنبوی و دلدارِ سپیداندام است که همگی بر زیبایی مادی و معنوی معشوق دلالت دارند.
در قرآن
کلمه سمنبر یک ترکیب کاملاً فارسی و ادبی است؛ از این رو هیچگونه کاربرد مستقیم یا غیرمستقیمی در آیات قرآن کریم ندارد.
نماد چیست
در شعر کلاسیک و سنتی فارسی، این کلمه نمادی برای ایدهآلسازی چهره و اندام محبوب است و پاکی مفرط و عطر خوش تن معشوق را به تصویر میکشد.
جمعبندی و توضیح کامل سمنبر
واژه «سمنبر» یکی از ترکیبات وصفی و لطیف در ادبیات فارسی است که از ترکیب دو کلمه «سمن» (گل یاسمن) و «بر» (اندام و آغوش) ساخته شده است. این اصطلاح در شعر کلاسیک کاربرد فراوانی دارد و شاعران برای توصیف معشوقی که بدنی سفید، ظریف و معطر دارد از آن استفاده میکردهاند.
نکته مهم در بررسی این واژه، تمایز آن با واژههای همآوا یا مشابه مانند «صنمبر» (معشوق بتپیکر) و «صنوبر» (نام درخت) است. سمنبر با تمرکز بر سپیدی پوست و بوی خوش یاسمن، جلوهای از زیبایی پاک و آرمانی را در فرهنگ زبانی ما به نمایش میگذارد.