یعنی چه
فتور در لغت به معنی آرام گرفتن پس از تندی و سختی، و در اصطلاح به حالت رخوت، بیحالی و کم شدن توان ذهنی یا جسمی گفته میشود. این واژه از ریشه عربی «ف ت ر» گرفته شده و نشاندهنده فصلی از کاهش پویایی است.
مترادف
این کلمات در متون مختلف ادبی و عمومی میتوانند به جای واژه فتور برای رساندن مفهوم کاهش نیرو و انرژی به کار روند.
تلفظ
این واژه با ضمه روی حرف اول (فُـ) تلفظ میشود. باید توجه داشت که از نظر املایی و معنایی با واژه «فطور» (به معنی صبحانه یا افطار کردن) اشتباه گرفته نشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به کلماتی مانند سستی و رخوت که ۴ حرف دارند، واژه «فتور» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، میتوان از معادلهای فوق در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم فتور استفاده کرد.
به عربی
خود واژه «فُتور» در زبان عربی نیز به همین صورت با مفهوم سستی و کاهش شدت به کار میرود و کلمات فوق نیز از همپوشانی معنایی بالایی با آن برخوردارند.
به فارسی
در برگردان دقیق ادبی به فارسی اصیل، واژههایی نظیر سستی، رخوت و بیرمقی بهترین جایگزینها برای این کلمه عربیتبار هستند.
جمعبندی و توضیح کامل فتور
واژه فُتور ریشه در زبان عربی دارد و از دایره واژگان پرکاربرد در ادبیات فارسی محسوب میشود. این کلمه در اصل به معنای آرام گرفتن شعله یا جوشش چیزی (مانند ولرم شدن آب داغ) است و در مفهوم عام به هر نوع سستی، رخوت، کمشدن انرژی و افت انگیزه در امور روحی، جسمی یا عبادی اطلاق میگردد. در آیات قرآنی نیز این واژه و مشتقاتش دقیقاً برای رساندن مفهوم انقطاع از جدیت و کاسته شدن از شدت به کار رفتهاند.
در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی، فتور نماد حالت بینابینی یا افول موقت شعله ایمان و اشتیاق است؛ فصلی طبیعی در سلوک روحی انسان که پس از یک دوره شور و هیجان شدید پدید میآید. همچنین در تعابیر عاشقانه، اصطلاح «چشم فتور» یا چشم فتان معشوق، به حالت خمارآلودگی، نیمهباز بودن و سستی دلربای چشم اشاره دارد که مایه شیفتگی بیننده میشود.