یعنی چه
این ترکیب از دو واژه «باطل» (مفرد) و «اباطیل» (جمع) تشکیل شده است تا شدت و مطلق بودن یک مفهوم را برساند؛ یعنی سراسر دروغ، یاوه و نهایت بیاعتباری و بیارزشی یک سخن، ادعا یا کل مادیات دنیا.
تلفظ
تلفظ این عبارت با کسرۀ اضافه در انتهای واژه اول به صورت [با-طِ-لِ اَ-با-طیل] است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلماتی همچون «نهایت پوچی» یا «اوج بیهودگی در عهد عتیق» کلمه ۱۰ حرفی «باطل اباطیل» است.
به انگلیسی
اصطلاح Vanity of vanities برگردانی از ریشه لاتین این عبارت است که به توخالی بودن، فانی بودن و بادِ هوا اشاره دارد.
به عربی
این عبارت دقیقاً به همین صورت در نسخههای عربی عهد عتیق (کتاب مقدس) ترجمه و به کار رفته است.
به فارسی
در زبان فارسی معادلهای روان و دقیقی چون بیهودهگویی، خرافات، مزخرفات، اکاذیب و ترهات برای این مفهوم و اجزای آن استفاده میشود.
در قرآن
ترکیب اضافی «باطل اباطیل» در متن قرآن کریم نیامده است. با این حال، مفهوم «باطل» بارها در قرآن در برابر «حق» مطرح شده که نماد ناپایداری و نابودیپذیری است؛ مانند آیه ۸۱ سوره اسراء: «جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ» (حق آمد و باطل نابود شد).
نماد چیست
در تاریخ هنر و فلسفه، این عبارت نماد مکتب نقاشی «وانیتاس» (Vanitas) است که در آن با ترسیم اشیائی چون جمجمه، ساعت شنی و شمع خاموش، بیارزشی مادیات و گذرا بودن دنیا را یادآوری میکردند.
جمعبندی و توضیح کامل باطل اباطیل
عبارت «باطلِ اباطیل» ترکیب عمیق و خاصی است که در ادبیات برای رساندن نهایتِ پوچی، بیارزشی و بطالتِ مطلق به کار میرود. هرچند کلمات سازنده آن ریشه عربی دارند، اما خاستگاه معنایی این ترکیب ساختاریافته به عهد عتیق (کتاب جامعه منسوب به حضرت سلیمان در تورات) بازمیگردد که به عنوان ترجمه تحتاللفظی عبارت عبری «هـِوِل هـِوالیم» به معنای «پوچِ پوچها» وارد زبانهای جهانی و ادبیات فارسی شده است.
این واژه در جدولها و متون ادبی، مظهر تام ناپایداری و فانی بودن جهان مادی است. ساختار آن به گونهای است که با آوردن اسم جمع در کنار مفرد (مانند شاه شاهان)، بالاترین درجۀ بیهودگی و یاوگی یک ادعا یا یک مفهوم را به مخاطب منتقل میکند.