معنی
ضمن واژهای عربیالاصل است که به معنی درون، میان، داخل یا در خلال چیزی به کار میرود. در کاربرد امروزی فارسی، بیشتر به معنای «همراه با»، «در حینِ» یا «علاوه بر آن بهصورت غیرمستقیم» استفاده میشود.
یعنی چه
یعنی اینکه چیزی در دلِ چیز دیگر یا همراه با آن اتفاق بیفتد، بدون اینکه جداگانه یا مستقل ذکر شود؛ مثل بیان یک نکته در کنار موضوع اصلی.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
ریشه این واژه عربی است و از سهحرفی «ض م ن» گرفته شده که معنای اصلی آن دربرگرفتن، متعهد شدن یا داخل کردن چیزی در چیز دیگر است.
تلفظ
ضمن در فارسی معمولاً به صورت «zemn» یا «zomn» تلفظ میشود و در عربی به شکل «ḍimn» آمده است.
در جدول
این واژه از سه حرف «ض، م، ن» تشکیل شده است.
به انگلیسی
به عربی
به فارسی
در فارسی «ضمن» به معنی درون چیزی بودن، همراه با چیزی آمدن یا بیان نکتهای در کنار موضوع اصلی است و اغلب در قالب «در ضمن» و «ضمناً» استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ضمن
واژهٔ «ضمن» یک واژه عربیالاصل است که در فارسی امروز بیشتر بهعنوان حرف اضافه یا قید به کار میرود و مفهوم درونبودگی یا همراهی را میرساند. این واژه زمانی استفاده میشود که بخواهیم چیزی را در دلِ موضوعی دیگر یا در کنار آن بیان کنیم، بدون اینکه از موضوع اصلی جدا شود.
در کاربردهای روزمره، «ضمن» بیشتر در ترکیبهایی مانند «در ضمن» یا «ضمناً» دیده میشود و نقش آن افزودن اطلاعات یا نکتهای غیرمستقیم به جمله است. این ویژگی باعث شده که در نوشتار رسمی و اداری بسیار رایج باشد.
به طور کلی، «ضمن» پلی میان مفهوم اصلی و اطلاعات فرعی ایجاد میکند و کمک میکند معناها به شکل پیوسته و غیرمستقیم منتقل شوند.