یعنی چه
متعمق به فردی گفته میشود که در یک موضوع، علم یا مسئله غوطهور شده و با باریکبینی و کنجکاوی فراوان، ریشهها و جزئیات آن را جستجو میکند. این واژه برای افرادی که از نگاه سطحی و زودگذر به پدیدهها دوری میکنند به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مُتَعَمِّق (با تشدید روی حرف مِـ) است که از باب تفعل در زبان عربی مشتق شده است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه متعمق معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون ژرفنگر، باریکبین، عمیقنگر یا کسی که در کاری باریک شود، کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم متعمق در زبان انگلیسی، بسته به لحن متن میتوان از اصطلاحات تفکر عمیق یا ویژگیهای تحلیلی و ژرف استفاده کرد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و از ریشه (ع م ق) ساخته شده و در زبان مبدأ نیز به همین صورت با معنای غوطهور شدن در علم و اندیشه به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این کلمه شامل ژرفنگر، عمیقنگر، باریکبین، مدقق و متأمل هستند که همگی مفهوم نفوذ به عمق یک مطلب را میرسانند. متضاد آن نیز واژههایی مانند سطحینگر، قشری و سرسری هستند.
در قرآن
خود واژه «متعمق» یا صفت مشتق از آن در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ ریشه عمق تنها یکبار در آیه ۲۷ سوره حج به صورت «فَجٍّ عَمِیقٍ» (راه دور) آمده است. با این حال، مفهوم تعمق و نگاه غیرسطحی از طریق واژههای کلیدی دیگری مثل تفکر، تدبر و تعقل مورد سفارش فراوان قرار گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل متعمق
واژه متعمق یک صفت فاعلی عربی از ریشه (ع م ق) است که راه خود را به زبان و ادبیات فارسی باز کرده است. این کلمه به فردی اشاره دارد که در بررسی مسائل، مطالعه یا پژوهش، هرگز به لایههای سطحی و ظاهری بسنده نمیکند، بلکه مانند یک غواص به اعماق مفهوم نفوذ میکند تا حقایق ریشهای را کشف نماید.
در فرهنگهای لغت، متعمق با مفاهیمی چون باریکبینی، ژرفنگری و تدقیق همپوشانی دارد و در ادبیات به عنوان نمادی از عقلانیت و اصالت اندیشه شناخته میشود. نقطه مقابل این صفت، سطحینگری یا قشریگری است که پدیدهها را بدون تحلیل واقعی میپذیرد.
اگرچه این لفظ عینا در قرآن کریم یافت نمیشود، اما در احادیث و متون اخلاقی-عرفانی کاربرد داشته و مفهوم آن که همان تشویق به تدبر عمیق در آفرینش و دوری از سادهانگاری است، کاملاً با آموزههای اصیل عقلانی همراستا است.