یعنی چه
واژهٔ «زبانزد» در زبان فارسی به ویژگی فرد، سخن یا موضوعی اشاره دارد که به علت تکرار زیاد، شهرت فراوانی میان عامهٔ مردم پیدا کرده و همگان دربارهٔ آن صحبت میکنند. این واژه در گذشته به معنای گفتگوی روزمره و محاوره نیز به کار میرفته است.
مترادف
تلفظ
این واژه از نظر ساختاری یک صفت مفعولی مرخم و مرکب است که از ترکیب «زبان» و بن ماضی «زد» تشکیل شده است.
در جدول
در طراحان جدولهای متقاطع، برای راهنماییهایی نظیر «شایع و بر سر زبانها افتاده» یا «معروف و مشهور»، واژهٔ ۶ حرفی «زبانزد» به عنوان پاسخ اصلی مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
به ترکی
به فارسی
برگردانها و واژههای سره یا اصیل فارسی که میتوانند به جای این صفت به کار روند شامل کلماتی چون «نامور»، «پرآوازه»، «سرشناس» و «نامآور» هستند.
جمعبندی و توضیح کامل زبانزد
واژهٔ «زبانزد» از ترکیب دو بخش اصیل فارسی یعنی اسم «زبان» (ریشه پهلوی zuvān) و بن ماضی «زد» (ریشه پهلوی zat/zan) ساخته شده است. مفهوم استعاری آن به چیزی اشاره دارد که گویی مدام به زبانها ضربه میزند و تکرار میشود تا جایی که به بالاترین حد از شهرت و شیوع در جامعه میرسد. در ادبیات فارسی این کلمه هم برای افراد پرآوازه و هم برای اشعار، کنایات یا ضربالمثلهای دائمالتکرار کاربرد دارد.
این واژه یک صفت مرکب کاملاً فارسی است و به همین دلیل ریشه سه حرفی عربی ندارد. در بافت فرهنگی و ادبی، زبانزد شدن میتواند بار معنایی مثبت (مانند زبانزد شدن در نیکوکاری) یا بار معنایی منفی (مانند رسوایی) به خود بگیرد، اما در حالت کلی و بدون قرینه، دلالت بر معروفیت، نامآوری و حضور پررنگ یک موضوع در افکار و گفتگوهای جمعی دارد.