یعنی چه
این عبارت در گویش مازندرانی دو معنای اصلی دارد؛ نخست به معنی تصادفاً به کسی یا چیزی برخورد کردن و روبرو شدن است، و دوم در مفهوم کنایهای به معنی به غیرت یا رگ خواب کسی برخوردن و ناراحت شدن از یک حرف یا عمل به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب در زبان طبری به صورت وَر بَخاردِن تلفظ میشود که واژه «بخاردن» در این گویش دگرگونشده فعل «خوردن» است.
در جدول
پاسخ صحیح برای این اصطلاح ۸ حرفی در جدول، خود واژه «ور بخاردن» است که به معنای مواجهه یا برآشفتن در زبان طبری ثبت شده است.
به فارسی
معادل دقیق این اصطلاح کنایهای در فارسی معیار، بسته به بافت متن، فعلهای «روبرو شدن»، «تصادفاً برخورد کردن» یا «به تریج قبای کسی برخوردن» و «آزردهخاطر شدن» است.
نماد چیست
در اصطلاحات عامیانه و محلی، این ترکیب میتواند نمادی از تحریکپذیری اخلاقی، تعصب، غیرتی شدن و یا مواجهههای غیرمنتظره در مسیر زندگی باشد.
جمعبندی و توضیح کامل ور بخاردن
واژه «ور بخاردن» یک اصطلاح اصیل و کاربردی در گویش مازندرانی (زبان طبری) است که ریشه در زبانهای ایرانی شمال غربی دارد. این اصطلاح از دو جزء «وَر» به معنی کنار، جهت یا پهلو و «بخاردن» که شکل محلی فعل خوردن است، ترکیب شده و یک فعل مرکب کنایهای را ساخته است.
در کاربرد روزمره مازنی، این واژه زمانی به کار میرود که فرد به صورت ناگهانی با کسی هممسیر و روبرو شود، یا اینکه سخنی بشنود که به رگ غیرت و غرور او بربخورد و موجب آزار روحی و برآشفتگیاش شود. برای مثال اصطلاح «مه ور بخارده» یعنی به من برخورد و ناراحت شدم.
این واژه در لغتنامههای رسمی فارسی معیار مانند دهخدا و معین به عنوان مدخل مستقل ثبت نشده است، چرا که ساختار آن کاملاً بومی و منطقهای است و نباید آن را با ریشههای احتمالی خارش پوستی در گویشهای دیگر اشتباه گرفت.