یعنی چه
این واژه ریشه در سقوط اخلاقی دارد و به وضعیتی اشاره میکند که فرد از نظر سرشت، طبیعت ذاتی و پایبندی به انسانیت در مرتبهای بسیار پایین و حقیر قرار گرفته باشد. معمولاً رفتارهای ناشی از کینهتوزی، خیانت و بیشرافتی را با این عنوان توصیف میکنند.
تلفظ
در تلفظ عامیانه و شتابزده، حرف «ت» از کلمه «پست» حذف شده و به صورت «پسفطرتی» شنیده یا نوشته میشود، اما صورت اصیل و مکتوب آن با سکون سین و تاء تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح عین عبارت «پس فطرتی» را مد نظر داشته باشد، پاسخ ۷ حرفی است. همچنین فرومایگی و دنائت از جایگزینهای رایج آن هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن متن، عباراتی که نشاندهنده پستی شخصیت (ignoble character) یا ذات شرورانه (low nature) باشند به عنوان معادل به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی از واژگان ناظر بر رذایل اخلاقی و خباثت نفس برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
این واژه ترکیبی مزجی از «پست» (فارسی به معنی پایین و حقیر) و «فطرت» (عربی از ریشه ف-ط-ر به معنی سرشت و خلقت ذاتی) است که با «ی» مصدری در فارسی به حاصلمصدر تبدیل شده است. واژههایی چون پاکنهادی، بزرگمنشی و شرافت متضادهای مستقیم آن هستند.
نماد چیست
در ادبیات تعلیمی و فرهنگ عامه، رفتارهای نمادینی مانند غدر، مردارخواری یا نیش زدن از روی اقتضای طبیعت بد (مانند حکایت عقرب و قورباغه) نمادهای حیوانی فرومایگی و پستفطرتی به شمار میروند و نشاندهنده انحراف از فطرت پاک الهی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل پس فطرتی
واژه «پس فطرتی» در منابع معتبر لغتشناسی فارسی به طور مستقل ثبت نشده و در واقع یک اشتباه نوشتاری یا شنیداری عامیانه از واژه اصیل «پستفطرتی» است. این کلمه از ترکیب صفت فارسی «پست» (به معنی فرومایه و پایین) و اسم عربی «فطرت» (به معنی سرشت و نهاد طبیعی) پدید آمده و بیانگر وضعیتی است که فرد از معیارهای انسانی و اخلاقی سقوط کرده باشد.
در مفاهیم فرهنگی و اخلاقی، این پدیده نقطه مقابل پاکسرشتی و بزرگمنشی است. گرچه خود این ترکیب وصفی در متون کهن یا قرآن به این شکل نیامده، اما ریشه دوم آن یعنی فطرت در متون دینی نشاندهنده سرشت پاک الهی است که سقوط از آن در ادبیات به عنوان فرومایگی، دنائت و خباثت نفس شناخته میشود.