یعنی چه
قلوه در اصطلاح به دو معنای رایج به کار میرود: نخست به عنوان اندام کُلیه یا گُرده در بدن انسان و جانوران که وظیفه تصفیه خون را بر عهده دارد و در فرهنگ غذایی نیز به همراه دل و جگر مصرف میشود. دوم به معنای سنگهای صاف، گرد و کوچک بستر رودخانهها یا سواحل که به قلوهسنگ معروف هستند.
تفهیم
این واژه در زبان فارسی با کسر قاف و سکون لام و واو، به صورت [قِلْوِه] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه قلوه به عنوان پاسخ چهار حرفی برای راهنماهایی مثل «کلیه»، «گرده» یا «نوعی سنگ گرد» شناخته میشود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، برای اندام تصفیهکننده بدن از واژه Kidney و برای سنگهای گرد طبیعی از واژه Pebble استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به این اندام از کلمه کلیه و برای اشاره به نوع سنگی آن از حصاة یا حجر صغیر استفاده میکنند.
به ترکی
در ترکی استانبولی، واژه بؤبرک برای اندام درون بدن و چاکیل تاشی برای سنگهای صاف و تراشخورده ساحلی یا رودخانهای به کار میرود.
به فارسی
در متون کهن فارسی و گویشهای مختلف، واژه «گرده» دقیقترین برگردان برای این اندام است. کلمه «کلوه» نیز شکل دیگری از همین واژه است. برای کاربرد غیر زیستی آن، اصطلاحات سنگریزه یا سنگ گرداله استفاده میشود.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات کنایی فارسی، اصطلاح معروف «دل دادن و قلوه گرفتن» به عنوان نمادی از گفتگوی صمیمانه، گرم گرفتن رابطه، شیفتگی همکلامی و اظهار علاقه متقابل میان دو نفر استفاده میشود. همچنین در بافت پزشکی و حیاتی، نمادی از تصفیه و پاکسازی است.
جمعبندی و توضیح کامل قلوه
واژه قلوه از جمله کلمات کاربردی در زبان فارسی است که دو حوزه معنایی کاملاً متفاوت را پوشش میدهد. از یک سو در کالبدشناسی و فرهنگ غذایی به معنی کلیه یا گرده حیوانات است که ریشه آن را تغییریافته و عامیانه شده واژه عربی کلیه میدانند، و از سوی دیگر در طبیعتشناسی به سنگهای کوچک، صاف و صیقلی بستر رودخانهها اشاره دارد که به دلیل شباهت ظاهری و گرد بودن به این نام خوانده میشوند.
این کلمه در ادبیات روزمره و عامیانه ایرانی جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که ترکیب کنایی «دل دادن و قلوه گرفتن» به خوبی توانسته روابط عاطفی و گفتگوهای صمیمی و پرشور را در قالب یک تمثیل آشنا به تصویر بکشد. با وجود عدم ذکر مستقیم این واژه در متون مقدسی مانند قرآن، حضور پررنگ آن در لغتنامههای شاخص چون دهخدا و معین نشان از اصالت کاربرد آن در زبان فارسی دارد.