یعنی چه
«مپرس» صورت امر منفی (نهی) از فعل «پرسیدن» در سبک کهن و ادبی زبان فارسی است. این واژه در ادبیات فارسی، به ویژه در اشعار بزرگانی چون حافظ، به عنوان کنایه و مبالغه برای بیان شدت، عظمت یا وصفناپذیر بودن یک حالت یا موقعیت به کار میرود؛ مانند عبارت معروف «درد عشقی کشیدهام که مپرس» که یعنی شدت این درد قابل وصف و پرسش نیست.
مترادف
این واژهها در بافتهای زبانی مختلف میتوانند به جای مپرس برای نهی از جستجو و سؤال کردن استفاده شوند.
متضاد
این کلمات نقطه مقابل مپرس هستند و دعوت به پرسیدن و جویا شدن میکنند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه و مصدر پرسیدن مشتق شدهاند و با مفهوم جستجوگری مرتبط هستند.
ریشه
«مپرس» یک واژه کاملاً ایرانی و پارسی است. ریشهٔ آن به زبان پهلوی و واژه pursing (پرسیدن) بازمیگردد که خود مشتق از ریشه اوستایی و هندواروپایی perez- به معنی جویا شدن است. پیشوند «مـ» در ابتدای آن، علامت نهی در زبان فارسی کهن است.
جمله سازی
به انگلیسی
عبارت Don't ask دقیقترین معادل برای بیان امر نهی از پرسیدن در زبان انگلیسی است.
به فارسی
برگردان این واژهٔ ادبی به زبان فارسی روان و گفتاری امروزی، همان فعل «نپرس» یا عبارت «سؤال نکن» است که کاربرد روزمره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل مپرس
واژه «مپرس» صورت کهن و ادبی از فعل نهی «نپرس» است که از مصدر فارسی «پرسیدن» ریشه میگیرد. این کلمه با پیشوند ساختاری «مـ» که در گذشته برای منفی کردن افعال امری به کار میرفته، ساخته شده است و امروزه بیشتر در متون کهن، اشعار کلاسیک و عبارات کنایهای دیده میشود.
در ادبیات فارسی، به ویژه در دیوان حافظ، این واژه بار معنایی عمیقتری به خود میگیرد و به عنوان آرایهای برای مبالغه استفاده میشود. وقتی شاعر میگوید «که مپرس»، هدفش منع مخاطب از سوال کردن نیست، بلکه میخواهد نشان دهد که عمق مطلب، رنج، یا اشتیاق به قدری زیاد است که در ظرف کلمات و پاسخها نمیگنجد و وصفناپذیر است.