یعنی چه
واژه زیبا در زبان فارسی به معنای صاحب جمال، خوشمنظر و دلفریب است. در ادبیات کهن فارسی، این کلمه در معنای شایسته، سزاوار و برازنده نیز به کار رفته است؛ چنانکه فردوسی میگوید: «درشتی نه زیباست از شهریار» که یعنی درشتی و تندخویی از پادشاه شایسته نیست.
مترادف
واژههای هممعنی که میتوانند در جملات مختلف بار معنایی زیبایی و حسن را منتقل کنند.
متضاد
کلماتی که مفهوم مخالف و دگرگون واژه زیبا را نشان میدهند.
هم خانواده
واژگانی که از یک ریشه اشتقاق یافتهاند یا با کلمه اصلی ساختار مشترک دارند.
ریشه
این کلمه کاملاً ایرانی و پارسی است. زیبا یک صفت فاعلی یا صفت مشبهه است که از ترکیب بن مضارع واژه «زیب» (به معنی زینت و آرایش) به همراه الف فاعلی («ا») ساخته شده است و در اصل به معنی زیبنده و آرایشدهنده است.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسره کشیده (ی) در بخش اول و الف کشیده در بخش دوم به صورت [زیبا] انجام میشود.
در جدول
پاسخ اصلی برای این پرسش در جدولهای متقاطع معمولاً خود واژه زیبا یا معادلهای چهارحرفی آن است.
به انگلیسی
رایجترین معادلها در زبان انگلیسی برای توصیف زیبایی.
به عربی
مفاهیم معادل واژه زیبا در زبان عربی که در قرآن کریم نیز به صورت اصطلاحاتی مانند «صبر جمیل» به کار رفتهاند.
به ترکی
واژه اصلی و پرکاربرد برای بیان مفهوم زیبایی در زبان ترکی.
جمعبندی و توضیح کامل زیبا
واژه «زیبا» یکی از اصیلترین و پرکاربردترین صفات در زبان و ادبیات فارسی است که برای توصیف جلوههای چشمنواز مادی و معنوی به کار میرود. این کلمه از ریشه «زیب» به معنای آرایش و زینت گرفته شده و در طول تاریخ ادبیات ما، علاوه بر معنای ظاهری (خوشگل و قشنگ)، مفهوم عمیقتری چون «شایستگی، برازندگی و نیکویی» را نیز در بر داشته است.
در فرهنگ ایرانی، زیبایی تنها به ظاهر محدود نمیشود و ابعاد اخلاقی و عرفانی گستردهای دارد. در متون کهن و اشعار شاعران بزرگ، رفتار پسندیده، کلام سنجیده و حتی صبر و پایداری در برابر سختیها نیز با صفت زیبا یا معادلهای آن ستایش شدهاند. این واژه در زبانهای دیگر جهان نیز معادلهای درخشانی دارد که همگی نشاندهنده ستایش انسان از هارمونی، نظم و نیکویی در جهان آفرینش است.