یعنی چه
دیو در اساطیر و ادبیات ایران به موجوداتی افسانهای، تنومند و زشترو گفته میشود که مظهر پلیدی و بدکاری هستند. در ادبیات حماسی مانند شاهنامه، این واژه گاهی به صورت مجاز برای اشاره به انسانهای شرور، نافرمان، سرکش و بداندیش نیز به کار رفته است.
مترادف
این واژهها در متون اساطیری، دینی و ادبی به عنوان هممعنی یا نزدیکترین مفاهیم به دیو استفاده میشوند.
متضاد
موجودات پاک، آسمانی و نیکی که در تضاد کامل با ماهیت پلید و تاریک دیو قرار دارند.
هم خانواده
واژههایی که از ریشه دیو مشتق شدهاند. توجه شود که واژه «دیوان» (به معنی اداره یا کتاب شعر) با وجود شباهت ظاهری، از ریشهای دیگر است.
ریشه
این واژه ریشهای کهن دارد. در سانسکریت (deva) به معنی خداست. با ظهور زرتشت در ایران، خدایان قدیم (دئوا) به نماد گمراهی تبدیل شدند و معنای واژه در زبانهای ایرانی (اوستایی: daēva، پهلوی: dēw) ۱۸۰ درجه چرخید و منفی شد.
جمله سازی
تلفظ
در زبان فارسی امروزی به صورت دِیو (deev) تلفظ میشود که بازمانده واژه dēw در زبان پهلوی است.
در جدول
پاسخ دقیق و سه حرفی برای پرسشهایی نظیر موجود اساطیری زشت، اهرمن یا ابلیس در جدول کلمات متقاطع.
به انگلیسی
واژه Deity به معنی خداوند در انگلیسی با دیو همریشه تاریخی دارد، اما معادل معنایی فعلی آن Demon است.
به عربی
در ترجمهها و تفسیرهای کهن قرآن (مانند ترجمه تفسیر طبری) برای آیاتی که کلمه الشیاطین یا الجن دارند، از معادل دیو و دیوان استفاده شده است.
به ترکی
این واژه عیناً از زبان فارسی به ترکی عثمانی و ترکی استانبولی وام داده شده است و به کار میرود.
به فارسی
برگردان و جایگزینهای خالص فارسی آن شامل اهرمن و غول است و در معنای مجازی به کنایه از انسانهای نافرمان و بداندیش استفاده میشود.
نماد چیست
دیو در اساطیر نماد صفات رذیله بشری است. در عرفان و ادبیات تعلیمی (مانند اشعار مولوی و حافظ)، دیو به طور خاص نماد نفس اماره و خواهشهای نفسانی انسان است که باید به دست فرشته عقل شکست بخورد.
جمعبندی و توضیح کامل دیو
واژه «دیو» یکی از کهنترین و شگفتانگیزترین کلمات در زبانهای هندواروپایی است. سیر تطور معنایی این واژه نشاندهنده یک چرخش اعتقادی بزرگ در تاریخ ایران باستان است؛ چرا که ریشه اصلی آن به معنای «خدا» و «روشنایی» بوده و هنوز در زبانهایی مانند سانسکریت معنای مثبتی دارد، اما پس از اصلاحات دینی زرتشت، به نمادی از موجودات اهریمنی، تاریکی و باطل تبدیل شد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، دیوان موجوداتی افسانهای، پرقدرت و تبهکار هستند که در شاهنامه به عنوان سدی در برابر پادشاهان و پهلوانان آریایی ظاهر میشوند. علاوه بر جنبههای حماسی، این واژه در ادبیات عرفانی ایران معنایی درونی و اخلاقی به خود گرفته و نمادی از نفس اماره، جهل و خواهشهای تاریک درون انسان است که تنها با نور عقل و ایمان بند میشود.